نه بوی گل، نه رنگ لاله از جا می برد ما را
به گلشن لذت ترک تماشا می برد ما را
دو عالم از تمنا شد بیابان مرگ ناکامی
همان خامی به دنبال تمنا می برد ما را
مکن تکلیف همراهی به ما ای سیل پا در گل
که دست از جان خود شستن به دریا می برد ما را
اگر چه در دو عالم نیست میدان جنون ما
همان بی طاقتی صحرا به صحرا می برد ما را
کمند جذبه خورشید اگر رحمت نفرماید
که چون شبنم ازین پستی به بالا می برد ما را؟
چنان آماده عشقیم از فیض سبکروحی
که حسن صورت دیوار از جا می برد ما را
به طوفان گوهر از گرد یتیمی برنمی آید
چه گرد از چهره دل موج صهبا می برد ما را؟
که باور می کند با این توانایی ز ما صائب؟
که چشم ناتوان او به یغما می برد ما را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف حسرت و ناامیدی از زیباییها و عشق میپردازد. او بر این باور است که نه گل و نه لاله نمیتوانند اشتیاق او را برطرف کنند و احساس میکند که زندگیاش به بیابانی از ناکامی تبدیل شده است. شاعر به سیل و طوفانهایی اشاره میکند که او را به بیراهه میبرند و تأکید دارد که حتی جذبههای عشق نیز نمیتوانند او را نجات دهند. در نهایت، او از ناتوانی خود در ابراز عشق و عدم درک دیگران از عمق احساساتش گلایه میکند. احساسات او از فرط عشق و شوق، همواره در حال جستوجو و دلتنگی باقی میماند.
هوش مصنوعی: نه عطر گل و نه رنگ لاله نتوانسته ما را به بهشت و گلزار خوشی بکشاند؛ بلکه زیبایی و لذت ترک، توجه ما را به خود جلب کرده است.
هوش مصنوعی: دو جهان از خواستههایمان تبدیل به بیابانی شده است، جایی که مرگ ناشی از ناکامی وجود دارد. همان سادهلوحی که دنبال آرزوهایمان میافتد، ما را به این وادی میکشاند.
هوش مصنوعی: ای سیل، از ما انتظار همراهی نداشته باش که برای رهایی از این دنیای پر از سختی و درد، حتی جان خود را به دریا میسپاریم.
هوش مصنوعی: با اینکه در دنیا چیزی نمیتواند به اندازه جنون ما باشد، اما همین بی قراری و شوق ما را از جایی به جای دیگر میبرد.
هوش مصنوعی: اگر خورشید با رحمت خود ما را تحت تاثیر قرار ندهد، ما چگونه میتوانیم از این پایین به بالا حرکت کنیم، همانطور که شبنم از زمین بالا میرود؟
هوش مصنوعی: ما به قدری در عشق آمادگی داریم و روحمان سبک شده است که زیبایی چهره دیوار نیز میتواند ما را بیتاب کند و از خود بیخود کند.
هوش مصنوعی: در این جا شاعر میگوید که در شرایط سخت و دشوار، ارزش و زیباییهای واقعی انسانها و احساساتشان نمایان میشود. مانند اینکه در طوفان، لؤلؤیی از خاک یتیمی بیرون نمیآید، هیچ چیز ارزشمندی از بیتوجهی و غم به وجود نمیآید. در عوض، غمها و یادها میتوانند ما را به سمت زیباییها و خوشیها سوق دهند.
هوش مصنوعی: کیست که با این قدرت و توانایی، به ما باور داشته باشد؟ که حتی چشم ناتوان او میتواند ما را به چالش بکشد و از ما برباید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
نه بوی گل، نه رنگ لاله از جا میبرد ما را
به گلشن لذت ترک تماشا میبرد ما را
به خاک تیره آخر خودسریها میبرد ما را
چو آتشگردنافرازی ته پا میبرد ما را
غبار حسرت ما هیچ ننشست اززمینگیری
کههرکس میرود چونسایه از جامیبرد مارا
ندارد غارت ما ناتوانان آنقدرکوشش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.