صاف با ما دل آن شعله بیباک نشد
سوخت پروانه ما و ز گنه پاک نشد
شبنم آورد سر از روزن خورشید برون
سر ما بود که شایسته فتراک نشد
علف تیغ جهانسوز حوادث گردد
دل هرکس که ز زنگار خودی پاک نشد
خنده صبح به خوناب شفق پیوسته است
هیچ کس شاد نگردید که غمناک نشد
ماند چون خرمن ناکوفته در دامن دشت
هرکه زیر قدم راهروان خاک نشد
نگشودند به رویش در جنت صائب
سینه هرکه به شمشیر جفا چاک نشد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به بررسی جدایی و غمو اندوه پرداخته و به صفاتی همچون پاکی و زحمت اشاره میکند. او بیان میکند که دل سوزان پروانه به عشق آتشین نرسیده و انسانها در برابر حوادث زندگی آسیبپذیرند. همچنین، از ناپایداری شادی و شکوفایی در کنار غم و مصیبت سخن میگوید و به ناامیدی از راهیابی به سعادت و خوشبختی برای کسانی که نتوانستهاند از خودخواهی و آلام درونی خود رها شوند، اشاره میکند. در پایان، شاعر به ناامیدی از رسیدن به بهشت به رغم درد و رنج اشاره میکند.
هوش مصنوعی: دل روشنی که با ما صاف و بیپرده بود، هرگز نتوانست نسبت به حرارت عشق خاموش شود، و پروانهای که به خاطر این عشق سوخته، نتوانست از گناه خود پاک شود.
هوش مصنوعی: شبنم از سوراخی در نور خورشید بیرون آمد، اما سر ما به قدری شایسته و مناسب نبود که بتواند به کلاهی زیبا بدل شود.
هوش مصنوعی: علفی که به تیغهای تیز و خطرناک حوادث تبدیل میشود، دل هر کسی را میآزارد که از آلودگیهای خود دور نشده و پاک نگردیده است.
هوش مصنوعی: خنده صبح با رنگ خونین آسمان در هم آمیخته است و هیچکس نتوانسته شاد بماند چون همگی غمگین هستند.
هوش مصنوعی: هر کسی که در مسیر تلاش و سختی قدم نگذارد، مانند کاهی میماند که در دشت باقی مانده و هیچ ارزشی ندارد.
هوش مصنوعی: در بهشت بر روی کسی که از باظلم و ستم آسیب ندیده و دلش جریحهدار نشده، در بسته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
همین شعر » بیت ۱
صاف با ما دل آن شعله بیباک نشد
سوخت پروانه ما و ز گنه پاک نشد
سیدا این غزل صایب شیرین سخن است
صاف با ما دل آن شعله بی باک نشد
تن ز بسیاری تردامنی ام خاک نشد
خاک ناپاک شد و طینت من پاک نشد
بس که آتش به سرم ریخت خیال تو چو شمع
اشکها ریخت ز چشمم، مژه نمناک نشد
ساقی مجلس ما آن بت بی باک نشد
تا به خون روی نشستیم دلش پاک نشد
خط برآورد و به گرد دل عشاق نگشت
طفل ما پیر شد و صاحب ادراک نشد
گوش بر گفته من آن لب خاموش نکرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.