سبک جولان کند شوق سبکروحش گرانها را
به دنبال افکند منزل درین ره کاروانها را
ز حیرانی خرد شد خشک، تا تردستی صنعش
به دور انداخت بیآب آسیای آسمانها را
چنان کز ابر رحمت، ناودان رطب اللسان گردد
ز ذکر حق طراوت میشود پیدا زبانها را
نیم از هرزهنالان چون جرس در وادی عشقش
ز فریادی به منزل میرسانم کاروانها را
ز درد و داغ عشق آنها که میگویند با زاهد
ز خامی در تنور سرد میبندند نانها را
ز سختیهای دوران قانعان را نیست پروایی
هما صبح امید خود شمارد استخوانها را
نسیم صبح از تاراج گلزار که میآید؟
که مرغان کاسه دریوزه کردند آشیانها را
چنان کز ایستادن صاف گردد آبها صائب
خموشی میکند روشن گهر، تیغ زبانها را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احساسات و اندیشههای عاشقانه و معنوی خود میپردازد. او از شوق و تمایل به عشق سخن میگوید و وضعیتهای عاطفی و حالات روحی را توصیف میکند. از نگاه او، عشق به زندگی طراوت و زیبایی میبخشد و یاد حق مانند ابر رحمت بر زبانها جاری میشود. شاعر همچنین به دشواریها و رنجهایی که در مسیر عشق وجود دارد اشاره میکند و در عین حال، امید به روزهای روشن را در دل دارد. او همچنین میگوید که صبر و سکوت میتواند به روشنی و حقیقت منجر شود، درست مانند آرامش در آبهای صاف.
هوش مصنوعی: شوق و اشتیاق او به شکل سبکی در حرکت است و این شور و شوق باعث میشود که افراد سنگیندل و سختگیر را به دنبال خود بیاورد. او در این مسیر مانند یک کاروان در سفر است و جاهایی را که میرسد، پر از جمعیت میکند.
هوش مصنوعی: از شدت حیرت و شگفتی، عقل انسان مانند چوبی خشک و بیحرکت شد تا آنکه مهارت و زیبایی خلق خداوند، او را از نظر دور کرد، مانند آسیابهایی که در آسمانها بدون آب میچرخند.
هوش مصنوعی: چنان که از باران نعمت، دهن انسان به یاد خدا شیرین و شاداب میشود، زبانها نیز با یاد او سرزنده و تازه میگردند.
هوش مصنوعی: نیمی از نالهها و فریادهای بیخودان را مانند زنگهای ناقوس در مسیر عشق به مقصد میبرم و کاروانها را راهنمایی میکنم.
هوش مصنوعی: افرادی که درباره عشق و دردهای آن صحبت میکنند، میگویند افرادی که خود را زاهد و پرهیزگار معرفی میکنند، در واقع به دور از حقیقتند و اینگونه زندگیهای بیاحساس و سردی را انتخاب میکنند.
هوش مصنوعی: افراد قانع و راضی به سختیها و مشکلات زندگی اهمیتی نمیدهند، بلکه آنها امیدشان را در دل دارند و به آیندهای روشن و بهتر فکر میکنند.
هوش مصنوعی: نسیم صبح از کجا میآید که پرندگان لانههای خود را به خاطر گلهای زیبا ترک کردهاند؟
هوش مصنوعی: زمانی که آبها ایستاده و آرام میشوند، در این حالت، گوهرهای درخشان خود را نشان میدهند و زبانها نیز به سکوت درمیآیند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
نسیم صبح از تاراج گلزار که میآید؟
که مرغان کاسهٔ دریوزه کردند آشیانها را
درین وادی چسان آرام باشد کاروانها را
که همدوشیست با ریگ روان سنگ نشانها را
چه دل بندد دل آگاه بر معمورهٔ امکان
که فرصت گردش چشمیست دور آسمانها را
ز موج بحر کمسامانی عالم تماشا کن
[...]
زهی از خار خارت شعله در جان، گلستانها را
ز لعلت، مهر خاموشی به لب، سوسن زبانها را
بهار عارضت هر گوشه، صد بیخانمان دارد
زدند آتش ز شوقت، عندلیبان آشیانها را
نه در کنعان نه در بازار مصرت میتوان دیدن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.