از لب خلق دم باد خزان میآید
بوی کافور ازین مردهدلان میآید
باده پاک گهر چشم مرا دریا کرد
کار سنگ یده از رطل گران میآید
دست بر خاطر آگاه ندارد شیطان
گرگ در گله ز تقصیر شبان میآید
در کمانخانه ابروی بلند اقبالش
تیر بی خواست در آغوش کمان میآید
مگر از رخنه دل روی ترا بینم سیر
ورنه تنها چه ز چشم نگران میآید؟
گرچه پیری، مشو از حیله شیطان ایمن
بیشتر وقت سحر خواب گران میآید
کار ما را چه سرانجام تواند دادن؟
سخن ما که به کار دگران میآید
ناتوان باش که در ملک اجابت صائب
ناوک سستکمانان به نشان میآید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از حس تنهایی و اندوهی که با تغییر فصلها همراه است، سخن میگوید. او به بوی کافور و نشانههای مردگی دلهای انسانها اشاره میکند و در نیاز به باده و عشق، دنیای عاطفی خود را توصیف میکند. همچنین، با کنایه به شیطنتها و فریبهای زندگی، بر دشواریهای پیری و مقابله با چالشها تأکید میکند. در پایان، او به بیثباتی کارهای بشر اشاره میکند و بر بیتأثیری تلاشهای فرد در برابر تقدیر و سرنوشت تأکید دارد.
هوش مصنوعی: از لب مردم، بوی خنک و لطیف باد پاییزی به مشام میرسد و از این سربداران بیروح، بوی خوش کافور به هوای اطراف میپیچد.
هوش مصنوعی: شراب خالص و شفاف چشمانم را مثل دریا کرده است، در حالی که سنگینی ناگوار زندگی بر دوش من وجود دارد و از ظرف بزرگ شراب به من میرسد.
هوش مصنوعی: شیاطین مانند گرگها در میان گلهها هستند و اگر شبان مراقب خود نباشد، ممکن است به او آسیب بزنند. این بیان میکند که غفلت و بیتوجهی میتواند نتیجههای خطرناکی به همراه داشته باشد.
هوش مصنوعی: در محل نگهداری تیر و کمان، ابروهای بلند خوشبختیاش بدون هیچ تقاصی، تیر را به آغوش کمان میآورد.
هوش مصنوعی: آیا تنها از نگاهی که به دل من میتابی میتوانم تو را ببینم؟ وگرنه چه فایدهای دارد که فقط با چشم نگران به تو نگاه کنم؟
هوش مصنوعی: با وجود اینکه به سن پیری رسیدهای، اما نباید از فریبهای شیطان احساس امنیت کنی. بیدار شدن در زمان سحر و خواب سنگین تو را تحت تاثیر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: ما را به کجا میبرد و چه سرنوشتی در انتظار ماست؟ حرفهای ما که تنها برای دیگران مفید است و به کار خودمان نمیآید.
هوش مصنوعی: ناتوانی و ضعف باعث میشود که در دنیای اجابت و قبول، خواستهها و نشانهها به وضوح دیده شوند و افراد ضعیف میتوانند اثرات و عواقب آن را بهتر شناسایی کنند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یا رب این بوی خوش از روضه جان میآید
یا نسیمیست کز آن سوی جهان میآید
یا رب این آب حیات از چه وطن میجوشد
یا رب این نور صفات از چه مکان میآید
عجب این غلغله از جوق ملک میخیزد
[...]
آن نه عشق است که از دل به دهان میآید
وان نه عاشق که ز معشوق به جان میآید
گو برو در پس زانوی سلامت بنشین
آن که از دست ملامت به فغان میآید
کشتی هر که در این ورطه خونخوار افتاد
[...]
سبزهها میدمد و آب روان میآید
ابر چون دیده من گریهکنان میآید
از پس گشتن صحرا و لب جوی و چمن
هوسی در دل هر پیر و جوان میآید
سر و بالای من از من شده، زانم ناخوش
[...]
یار میآید و در دیده چنان میآید
که پری پیکری از عالم جان میآید
سر سودای تو گنجی است نهان در دل من
به زیان میرود آن چون به زبان میآید
من گرفتم که ز عشق تو حکایت نکنم
[...]
از لب او سختی چون به زبان میآید
گوییا آب حیاتی به دهان میآید
خواهد آمد ز منت تیر بلا بر جان گفت
در دل خسته مراه نیز چنان میآید
بر در او نه منم آمده جان بر کف دست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.