ترا کسی که به گلگشت بوستان آرد
خط مسلمی باغ از خزان آرد
خدا به آن لب جان بخش بخشد انصافی
که بوسه ای ندهد تا مرا بجان آرد
چو مشرق از نفسش عالمی شود روشن
حدیث روی تو هرکس که بر زبان آرد
حجاب روی عرقناک یار، نزدیک است
که پیچ و تاب به گوهر ز ریسمان آرد
نمی کشد ز ره آورد خویشتن خجلت
به یوسف آینه آن کس که ارمغان آرد
یکی است حرف بزرگان، قیاس کن از کوه
که هرچه می شنود بر زبان همان آرد
به برگ سبز کند یاد باغبان صائب
سخن به اهل سخن هرکه ارمغان آرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و دلربایی معشوق میپردازد و از او به عنوان کسی یاد میکند که میتواند باغی از گل و نور را به دلها بیاورد. او به تمنای بوسهای از معشوق تأکید میکند که آن بوسه جانافزا، قدرت عشق را به تصویر میکشد. همچنین، شاعر به راز عشق و جذابیت معشوق اشاره کرده و میگوید که هر کس در وصف او سخن بگوید، باید عمیقاً به معنی آن کلمات توجه کند. در نهایت، شاعر از اهمیت و ارج نهادن به هنر سخن گفتن و توانایی انتقال آن به دیگران یاد میکند و بر لزوم درک و admir استدلال میزند.
هوش مصنوعی: کسی که تو را به گردش در باغ ببرد، نشانهای از این است که آن باغ در فصل خزان نیز زیباییهایی دارد.
هوش مصنوعی: خداوند به آن لبانی که جان میبخشند، انصاف عطا کند به گونهای که بوسهای ندهند که عشق و جانم را به خطر بیندازد.
هوش مصنوعی: هرگاه نفس او مانند مشرق باشد، جهانی پُر نور میشود و هر کسی که نام زیبای تو را بر زبان بیاورد، داستان تو را روایت میکند.
هوش مصنوعی: پردهای که بر روی چهرهی معشوق افتاده، به زودی میتواند لبههای زیبایی را مانند گوهری از ریسمان پیچ و تاب دهد.
هوش مصنوعی: آن کسی که از هدیه و دستاورد خود خجالت نکشد، مانند یوسف در برابر آینه نمیماند.
هوش مصنوعی: بزرگان معتقدند که مانند کوه، هر چیزی را که میشنود، به همان شکل بیان میکند.
هوش مصنوعی: هر کسی که با خود هدیهای از هنر و گفتار خوب آورد، مانند برگ سبز یادآور باغبان است که درختان را به زیباترین شکل پرورش میدهد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خدای عزّوجلّ هرچه درجهان آرد
همه بواسطۀ امرکن فکان آرد
ولیک بعضی ازآن دروجود ره نبرد
مگرکه دست بشر پای درمیان آرد
چوحکم کردکه ویرانه یی شودمعمور
[...]
خدنگ غمزه ی جادو چو در کمان آرد
هزار عاشق دلخسته را بجان آرد
در آن دقیقه ی باریک عقل خیره شود
دلم حدیث میانش چو در میان آرد
حلاوت سخنش کام جان کند شیرین
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.