اگر چه قامت سرو اعتدال را دارد
کجا نزاکت آن نونهال را دارد؟
ز رستخیز خزان رنگ را نمی بازد
دعای من به دو دست آن نهال را دارد
نه شبنمیم که بالین ز برگ گل سازیم
سر بریده ما زیر بال را دارد
بهار رفت و خزان آب زد بر آتش گل
هنوز بلبل ما قیل و قال را دارد
هلاک شیوه انصاف می شود صائب
همین بس است که او این کمال را دارد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تجلی و زیبایی نونهالان و درختان میپردازد و از تفاوت میان قامت سرو و نازکی نهال سخن میگوید. او با تأکید بر پایداری نهال در برابر خزان، دعای خود را برای آن نونهال میطلبد. همچنین، به ناکامی در داشتن شبنمی که بتواند در نقش بالین گل باشد اشاره میکند و به حال بلبل غمزده اشارهای میکند که هنوز در غم و جدل دست و پا میزند. در انتها، شاعر به فقدان انصاف که به هلاکت میانجامد، اشاره میکند و به کمال وجودی اشاره مینماید که در وجود خود حفظ کرده است.
هوش مصنوعی: اگرچه درخت سرو قامت بلندی و زیبا دارد، اما هیچگاه به ظرافت و نازکی این جوانه نمیرسد.
هوش مصنوعی: در فصل خزان، رنگ و جلوههای طبیعت تغییر نمیکند؛ زیرا دعای من با دستانم به آن درخت جوان میرسد و از آن حفاظت میکند.
هوش مصنوعی: ما مانند شبنمی نیستیم که بر روی برگ گل بخوابیم؛ بلکه حتی سر بریده ما هم زیر بال پرندهای قرار دارد.
هوش مصنوعی: بهار تمام شده و پاییز آمده، باران روی آتش گل ریخته ولی بلبل ما هنوز درگیر حرف و حدیثها و گفتگوهاست.
هوش مصنوعی: اگر انصاف به درستی رعایت نشود، به نابودی خواهد انجامید. همین که صائب این ویژگی را دارد، کافیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.