ز شمع شهپر پروانه ها اگر سوزد
مرا ز گرمی پرواز بال و پر سوزد
چو لاله می شود از باد صبح روشنتر
چراغ هرکه به خونابه جگر سوزد
خط مسلمی دوزخ است روز حساب
به درد و داغ دل هرکه بیشتر سوزد
دلی که سوخته داغ آتشین رویی است
در آفتاب قیامت چرا دگر سوزد؟
چگونه خواب نسوزد به دیده تر من؟
رخی که پرتو او آب در گهر سوزد
بغیر زنده دلی در جهان چراغی نیست
که روز تا به شب و شام تا سحر سوزد
چراغ چشم مرا کز رخ تو روشن شد
روا مدار که در مجلس دگر سوزد
کشیده دار عنان آه و ناله را صائب
مباد از دم گرم تو خشک و تر سوزد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احساسات عمیق و دردهای ناشی از عشق میپردازد. او با استفاده از تصویرهایی چون شمع و پروانه، به سوزش دل و گرمی پرواز اشاره میکند و میگوید که عشق مانند لالهای در برابر باد، به خاطر درد و داغ دل، همواره سوخته و آزاردهنده است. همچنین، او به مسئله روز حساب و دگرگونیهای قیامت اشاره میکند و میپرسد چرا دل سوختهاش لازم است که در آفتاب قضاوت عمومی نیز بسوزد. شاعر به چشم و چهره معشوقش اشاره میکند و میگوید که تنها نور زندگی اوست و در غیابش، زندگی دشوار خواهد بود. نهایتاً، وی به فریاد و ناله در عشق میپردازد و از گرما و سوزش آن صحبت میکند، خواهان این است که تنها در عشق واقعی او، زنده بماند.
هوش مصنوعی: اگر از شمع پرواز پروانهها آتش بگیرم، از گرمای بال و پر آنها نیز میسوزم.
هوش مصنوعی: گل لاله وقتی صبح باد میخورد، روشنتر میشود و در واقع، هر کسی که به شدت از درد و رنج عاطفی بگذرد، درخشندگی و نورانیتری پیدا میکند.
هوش مصنوعی: در روز حساب، جهنم به عنوان اثباتی روشن است برای کسانی که از درد و رنج درون خود بیشتر میسوزند.
هوش مصنوعی: دل سوختهای که داغ عشق را بر خود دارد، در روز قیامت همانند آتشی است که در زیر نور آفتاب میدرخشد. بنابراین، دیگر چرا باید بسوزد؟
هوش مصنوعی: چطور ممکن است چشمان من از اشک و غم خوابشان ببرد، وقتی که چهرهای دارم که نور آن حتی آب را هم میسوزاند؟
هوش مصنوعی: در این دنیا هیچ نوری وجود ندارد که همچون دل زنده و پرشور در تمام ساعات روز و شب بسوزد و روشنایی ببخشد.
هوش مصنوعی: نور چشمان من که به خاطر تو روشن شده، اجازه نده که در مجالس دیگر رنجیده خاطر شوم و دلتنگیام را احساس کنند.
هوش مصنوعی: از شدت ناراحتی و غم، افسوس و اندوه را از خود دور کن؛ زیرا ممکن است با صدای گرم و پرشور تو، همه چیز بسوزد و از بین برود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو من به داغ بتان سوخت هر که یک چندی
هوس کند که دگر باره بیشتر سوزد
به پای شمع فتد چون که سوخت پروانه
که شعلهای چو بیابان رسد دگر سوزد
ز گرمی نگهت آب در گهر سوزد
ز خنده نمکینت دل شکر سوزد
شکر به کار مبر بیش ازین که از تب رشک
به آن رسیده که چون شمع نیشکر سوزد
ز لاله دعوی عشق سمنبران خام اوست
[...]
دل ازجراحت تیغم نه آن قدر سوزد
که نوک ناوک غیرت مرا جگر سوزد
توشمع سوزی و من سوزم از حسد که چرا
به بزم عیش توجز من یکی دگر سوزد
به جرم دیده دلم سوخت ز آتش تو بلی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.