سحر که چهره خورشید را به خون شستند
گلیم بخت من از آب نیلگون شستند
رخ از غبار تعلق چو آفتاب بشوی
که گرد پنبه حلاج را به خون شستند
صباح روز قیامت چه سرخ رو باشند
کسان که رو به قدحهای لاله گون شستند
خبر کبوتر چاه ذقن به بابل برد
تمام بابلیان دست از فسون شستند
به هم پیاله ومینا یکی شدند امشب
ز کاسه سر من عقل ذوفنون شستند
سخن ز طبع تو صائب گرفت قیمت وقدر
جبین شعر به آب گهر کنون شستند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف سحر و غسل چهره خورشید از رنگ خون پرداخته و به تأثیر آن بر بخت خود اشاره میکند. او از تمثیلی از آفتاب برای اشاره به پاکسازی روح و روان از تعلقات و غبارها استفاده میکند. همچنین از روز قیامت و سرخرویی کسانی که مست مشروبات هستند سخن میگوید و به ارتباط میان کبوتر و بابل و انقطاع از جادوها اشاره میکند. در انتها، شاعر به همدلی هنری و ارزش شعر خود تأکید میکند و به نقش عقل در برآوردهکردن احساساتش میپردازد.
هوش مصنوعی: صبح وقتی که چهره خورشید را با رنگ سرخ شستند، بخت من را هم از آب آسمانی شستند.
هوش مصنوعی: صورت خود را از غبار وابستگی پاک کن مانند آفتاب، زیرا که گرد و غبار پنبه حلاج را با خون شستند.
هوش مصنوعی: در روز قیامت، افرادی که با رویی خندان و شاداب به باده نوشی مشغول بودهاند، چقدر با افتخار و دلنشین به نظر خواهند رسید.
هوش مصنوعی: کبوتر از چاهی خبر آورد و به بابل رساند. همهی مردم بابل از جادوگری و فریفتن دست برداشتند و دیگر فریب نمیخورند.
هوش مصنوعی: امشب همه با هم نشستهاند و معرکهای به پا کردهاند. در این حال، از سر من به خاطر افکار پیچیدهام، عقل و درک را کنار گذاشتهاند.
هوش مصنوعی: سخن و کلام تو، ارزش و مقام را از روح و ذاتی که داری به دست آورده است و هماکنون زیبایی شعر را با آب و مروارید شستشو دادهاند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.