خوش آن که ز آتش تب شعله اثر برود
رخ تو در عرق سرد و گرم وتر برود
رگ تو جاده خون معتدل گردد
زبان گزیده به یک گوشه نیشتر برود
تبی که برسمنت رنگ ارغوانی بست
ز پیش شعله خوی تو چون شرر برود
لب تو عقده تبخاله واکند از سر
ستاره سوخته ای چند از شرربرود
مباد از عرق گرم اضطراب ترا
سفینه تو ازین بحر بی خطر برود
حرارتی که گرفته است گرم جسم ترا
ز برق گرمتر از باد زودتر برود
چنین که بی خبر آمد به خوابگاه تو تب
امیدوار چنانم که بی خبر برود
دمید صبح چه خامش نشسته ای صائب
بگو به آه به دریوزه اثر برود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احساس تب و حرارت جسمی و روحی خود اشاره میکند و تصور میکند که چه خوب است که این تب و احساسات طاقتفرسا برطرف شود. او از عرق سرد و گرم و اثرات ناشی از این تب سخن میگوید و نگران است که این حالت نامطلوب بر زندگیاش تأثیر بگذارد. در ضمن، با امید بر این است که این تب به طور ناگهانی و بدون اطلاع او تمام شود. شاعر همچنین به سکوت صبح و تلاش برای کاهش این رنجها میپردازد و از احساس درونی خود به یارانش خبر میدهد.
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن کس که وقتی آتش عشقش شعلهور میشود، اثر آن بر چهرهات نمایان باشد و عرق سرد و گرم بر بدنت بچکد.
هوش مصنوعی: رگ تو راهی برای جریان خون پیدا میکند و زبان زده شده به آرامی در یک نقطه زخم خواهد شد.
هوش مصنوعی: تبی که بر بالای سر تو رنگ ارغوانی دارد، با شعله وجود تو مانند شراره میفروزد و میرود.
هوش مصنوعی: لبهای تو همچون گلی پژمرده هستند که زخمهایی را از یک ستاره سوخته به یادگار دارند.
هوش مصنوعی: نگران نباش که اضطراب تو باعث خراب شدن اوضاع شود؛ چرا که کشتی تو در این دریا امن و بی خطر به پیش میرود.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که حرارت و گرمایی که از جسم تو ناشی شده، حتی از گرمای یک رعد و برق قوی نیز بیشتر است و زودتر از وزش باد از بین میرود.
هوش مصنوعی: چنانکه بیخبر به خوابگاه تو میآید، امید و آرزو نیز بهطور ناگهانی به سراغ من میآید و گویی بیخبر میرود.
هوش مصنوعی: صبح با آرامش و سکوت خود فرا رسیده است. ای صائب، بگو که با آه و نالهات از درخواستی که داری، اثر میگذاری.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خدایگانا چو شد اشارتت که رهی
به ملک فارس به تحصیل وجه زر برود
گمان بنده نبود آنکه بعد چندین سال
ز درگهت به چنین کار مختصر برود
ولی به حکم قضا بر رضا چه چاره بود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.