کی غم مرا ز دل می احمر برآورد
صیقل چگونه ز آینه جوهر برآورد
آن را که هست در رگ جان پیچ وتاب عشق
چون رشته عاقبت ز گهر سربرآورد
از خوی آتشین تو هرجا سمندری است
انگشت زینهار ز هر پر برآورد
ز افتادگی غبار به دل ره مده که مور
عمرش تمام گردد اگر پر برآورد
خودبین مشو کز آب روان بخش زندگی
آیینه در به روی سکندر برآورد
چون آفتاب دولت دنیای زودسیر
هر روز سر ز روزن دیگر برآورد
قانع چو کهربا به پرکاه اگر شوم
صد چشم در گرفتن آن پربرآورد
پا در رکاب برق بود فصل نوبهار
صائب ز زیر بال چرا سربرآورد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به مضامین عشق، غم و گذر زمان میپردازد. او غم را بهعنوان احساسی عمیق توصیف میکند که هرگز از دل او دور نمیشود و به تأثیر عشق بر زندگی اشاره میکند. شاعر با توجه به وضعیتهای مختلف زندگی، به افتادگی و فانی بودن عمر اشاره میکند و بر اهمیت قناعت و عدم خودبینی تأکید میکند. او به گذر سریع دنیا و تغییرات هر روزهاش اشاره نموده و در نهایت، به بالندگی و زیباییهای زندگی در فصل بهار و نویدهای آن اشاره میکند.
هوش مصنوعی: چه کسی میتواند غم مرا از دل خارج کند و مانند صیقلی که جوهر را از آینه نمایان میسازد، احساسم را درخشان کند؟
هوش مصنوعی: کسی که عشق در وجودش غلیان دارد، مانند رشتهای که از درون گوهری بیرون میآید، سرانجام به شکلی مشخص و آشکار ظهور مییابد.
هوش مصنوعی: از طبیعت آتشین تو، هر کجا که موجودی وجود دارد، باید از هر نوع خطر و آسیب دوری کرد.
هوش مصنوعی: از بینظمی و خاکآلودگی به دل راه نده، زیرا اگر موری تلاش کند تا پرواز کند، عمرش به پایان میرسد.
هوش مصنوعی: به خود مغرور نشو، زیرا زندگی مثل آبی روان است که تصویر واقعی خود را در آینهای به نام سکندر نشان میدهد.
هوش مصنوعی: هر روز همانند آفتابی که به سرعت در حال تغییر است، از روزنهای جدید سر برمیآورد و به دنیا روشنایی میبخشد.
هوش مصنوعی: اگر مثل کهربا راضی شوم که تنها به یک تکه پر از کاه قناعت کنم، حتی اگر صد چشم هم به دنبالم باشد، باز هم موفق به یافتن آن پر نخواهم شد.
هوش مصنوعی: در این جمله، به زیبایی فصل بهار و نشاط آن اشاره شده است. درختان و طبیعت به حرکت و جنب و جوش درآمدهاند و درختان به مانند پرندگانی که در آسمان پرواز میکنند، با شگفتی و شادابی خود را از خواب زمستانی بیدار کردهاند. به عبارت دیگر، بهار زمان جوانه زدن و تجدید حیات طبیعت است و همه در این فصل با نشاط و سرزندگی خود را نشان میدهند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جایی که زلف کافر تو سر برآورد
گرد از نهاد مؤمن و کافر برآورد
شکر فراخ می شود آنجا که خنده ات
از تنگ شکرین تو شکر برآورد
اندر هوای شکر طوطی اساس تو
[...]
روزی که خط سر از لب دلبر برآورد
از موج بال چشمه کوثر برآورد
با عشق حسن در ته یک پیرهن بود
آتش ز بال خویش سمندر برآورد
از سینه های گرم مجو آرزوی خام
[...]
شاهی کز آب قهرش آذر بر آورد
وز خاک تیره لطفش گوهر برآورد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.