با مردم آنچه شعله ادراک می کند
کی برق خانه سوز به خاشاک می کند
ای عشق غافلی که جدا از حضور تو
آسودگی چه با من غمناک می کند
کی می رسد به اهل جنون عمر اهل عقل
مجنون هزار سلسله درخاک می کند
هر کس گره کند به دل ازدوست شکوه را
تخم عداوتی است که در خاک می کند
کرده است از ثمر به وصال شکوفه صلح
از خیر هر که سیم وزر امساک می کند
هر چند پا ز کوی خرابات می کشم
دستی بلند در طلبم تاک می کند
از سر گذشته تو چو قمری ز طوق خود
در بیضه فکر حلقه فتراک می کند
خواهد به سعی پنجه مرجان کند سفید
آن کس که اشک از مژه ام پاک می کند
واعظ ز خبث خلق دهن را نکرده پاک
دندان خود سفید به مسواک می کند
من چون ز می شکفته نباشم درین چمن
کز گریه عذر خواهی من تاک می کند
چون صبح سر زند ز گریبانش آفتاب
هرکس به صدق پیرهنی چاک می کند
امروز غیر طبع سخن آفرین تو
صائب که رتبه سخن ادراک می کند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به حال و هوای عشق و درد فراق میپردازد. او از غافلی عشق میگوید که جدا از حضورش، آسودگی را از وی سلب کرده است. همچنین، به تناقض بین عقل و جنون اشاره میکند و اعتقاد دارد که تنها عشق میتواند به انسان احساس زندگی بخشد. شاعر به عواقب شکایت از دوست و کینهورزی اشاره میکند و بر اهمیت صلح و ثمره وصال تأکید میکند. در ادامه، او به جستجو برای دلجویی و پاکسازی از غمها و کدورتها میپردازد و در نهایت به زیبایی و دلانگیزی سخن خود اشاره میکند.
هوش مصنوعی: مردم فقط آنچه را که درک میکنند، میفهمند و این درک، نمیتواند مانند آتش شعلهور باعث سوختن چیزهای بیارزش شود.
هوش مصنوعی: ای عشق، تو غافلی از حال و روز من؛ وقتی که تو حضور نداری، چطور میتوانم آرامش داشته باشم؟ این غم و اندوه، مرا سخت میآزارد.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که زمانی که عمر و زمان افراد عاقل به پایان میرسد، افراد دیوانه و عاشق چنان شور و حال دارند که در دل خاک هزاران زنجیره و پیوند میسازند. این نشاندهندهی عمق و شدت احساسات و تجربیات عاشقانه است که در کنار گذر زمان به وجود میآید.
هوش مصنوعی: هر کسی که به خاطر دوستش ناراحتی و شکایت کند، در حقیقت بیخودی و کینهای در دلش میکارد که تبعات بدی در آینده خواهد داشت.
هوش مصنوعی: کسی که از خوبیها دست میکشد و خود را از ثروت دور نگه میدارد، به آرامش و دوستی میرسد.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه از محیط خراباتی دور میشوم و پاهایم را به سمت آن نمیبرم، اما هنوز آرزو و تمایل زیادی به آنجا دارم و دلم میخواهد دوباره به آن حال و هوا برگردم.
هوش مصنوعی: از زمانی که تو را فراموش کردهام، مثل قمر در حالتی است که از گردنبند خود آزاد شده و در دایرهٔ افکارم به دنبال جمع کردن افکار پراکنده میگردم.
هوش مصنوعی: کسی که میخواهد با تلاش خود، ناخالصیها را از بین ببرد و به پاکی برسد، مثل کسی است که اشک را از چشم من پاک میکند.
هوش مصنوعی: واعظی که خود را از نیکیهای اخلاقی دور میداند، زبانش را از نجابت خالی کرده است، اما دندانهایش را با مسواک سفید میکند.
هوش مصنوعی: من اگر در این باغ شاداب نباشم و از باده لذت نبرم، به خاطر اشکها و پشیمانیام، انگور به عذرخواهی من میپردازد.
هوش مصنوعی: وقتی صبح با تابش آفتاب آغاز میشود، هرکسی با دلخوشی و صداقت، لباسش را برای نشان دادن شوق و شادی خود پاره میکند.
هوش مصنوعی: امروز کسی جز خود تو نمیتواند زیبایی سخن را درک کند، زیرا تنها تو برای این کار مناسب هستی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.