رفتی و خط و خال تو از دل نمیرود
این نقش دلنشین ز مقابل نمیرود
گرد کدورت از دل بیرحم گلرخان
بی بال و پر فشانی بسمل نمیرود
یک سو گذار شرم که بیروی گرم شمع
پروانه بیحجاب به محفل نمیرود
افسردگان چو سنگ نشانند خرج راه
پای به خواب رفته به منزل نمیرود
دل را به هم شکن که ازین بحر پرخطر
تا نشکند سفینه به ساحل نمیرود
تا غوطه در عرق نزند جبهه کریم
گرد خجالت از رخ سایل نمیرود
بیپیچ و تاب نیست غبارم چو گردباد
از مرگ خارخار تو از دل نمیرود
از پا شکستگان چراغ است تیرگی
زنگ کدورت از دل عاقل نمیرود
از دور باش وحشت مجنون دور گرد
صائب به طوف بادیه محمل نمیرود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر از دوری معشوق و تأثیر عمیق آن بر دل و روحش سخن میگوید. او میگوید که با رفتن معشوق، خط و خال او از دل فراموش نمیشود و یادش همیشه زنده است. دل به سختی شکننده است و به جزایری از درد و خطر محتاج است تا به ساحل آرامش برسد. همچنین، او حس میکند که بدون عشق، زندگی مثل سنگ سخت و بیحرکت است و همواره درگیر احساس خجالت و وحشت از تنهایی میشود. در پایان، شاعر از وضعیت خود به عنوان کسی که در جستجوی عشق است، سخن میگوید و به تلاطم درونی خود اشاره میکند.
هوش مصنوعی: تو رفتی و هیچگاه یاد تو از دلم نمیرود، این تصویر زیبا که در ذهنم دارم، هرگز از پیش چشمانم نمیرود.
هوش مصنوعی: دلهای سنگین و بیرحم افرادی که چهرهای زیبا دارند، با هیچ تلاشی از کدورت و ناراحتی پاک نمیشود.
هوش مصنوعی: به کناری بگذارید خجالت را، زیرا پروانه بدون حجاب و با دلگرمی شمع، به محفل وارد نمیشود.
هوش مصنوعی: افرادی که ناامید و افسردهاند، مانند سنگ سخت و بیحرکت هستند. اگر کسی در مسیر زندگی دچار خستگی و خوابآلودگی شود، به هیچوجه به مقصد نمیرسد.
هوش مصنوعی: دل را به هم بزن و به آنچه که در دل دارید اعتماد نکنید، زیرا تا زمانی که این طوفان و خطرات شدید وجود دارد، کشتی به ساحل نمیرسد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که جبههی بزرگوار همچنان از عرق و رنج غوطهور باشد، شرم از چهرهی سائل (درخواستکننده) دور نمیشود.
هوش مصنوعی: من به مانند گردبادی هستم که بیپیچ و تاب حرکت میکند و غبارش نمیتواند از دل من برود، حتی اگر درد و رنج تو باشد.
هوش مصنوعی: دلهای ناامید و شکسته مانند چراغی هستند که در آن تاریکی و کدورت وجود دارد، و این کدورت هرگز از دل فرد عاقل و با فهم پاک نمیشود.
هوش مصنوعی: از فاصله دور، ترس و وحشت مجنون را حس میکنم. ای صائب، در طوفان بیابان، محمل (بار و اسباب سفر) حرکت نمیکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن مه که صورتش ز مقابل نمیرود
از دیده گرچه میرود از دل نمیرود
زور کمند جذبه من بین که ناقهاش
بسیار دست و پا زد و محمل نمیرود
حاضر کنید توسن او کز سرشک من
[...]
بیرون خیالت از دل غافل نمیرود
ور میرود به سوی تو بی دل نمیرود
هرگز مرا هوای سر کویت ای نگار
از سر برون ز دوری منزل نمیرود
بحری است عشق او که ز باد مخالفش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.