آه از دل جویای تو بیتاب برآید
غواص نفس سوخته از آب برآید
قانع به شکایت نگشاید لب خود را
زین زخم محال است که خوناب برآید
در روز چسان جلوه کند کرم شب افروز
با روی تو چون ماه جهانتاب برآید
از آه اثر در دل معشوق توان کرد
گوهر اگر از بحر به قلاب برآید
از تشنه لبی رفت مرا دست ودل از کار
جایی که ز ناخن به زمین آب برآید
بی خواست تراوش کند آه از دل پرخون
غواص نفس سوخته ازآب برآید
در دیده صیاد بهشتی است کمینگاه
زاهد به چه تقریب به محراب برآید
بیقدر گرامی شود از گوشه عزلت
باران ز صدف گوهر سیراب برآید
صائب چه کند حوصله با زور می ناب
ویرانه کی از عهده سیلاب برآید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از دلتنگی و جستجوی معشوق سخن میگوید و احساسی سرشار از درد و آه در وجودش حس میکند. او میگوید که از عمق دل و با نفس سوختهاش، اشتیاقی غیرقابلچشمپوشی برای دیدار معشوق دارد، و زخمهایش بر او فشار میآورد. در این حال و هوا، زیبایی معشوق بهوضوح در ذهن او تصویر میشود، بهطوریکه حتی در روز چگونه جلوهگری میکند را میاندیشد. شاعر به ناامیدی و بیاشتهایی خود به زندگی در عدم حضور معشوق اشاره دارد و به عاقبت تحولی که ممکن است در اثر اشتیاق در دلش پدید آید، میپردازد. همچنین، او به بررسی روابط و تفاوت ارزشها در زندگی میپردازد و در نهایت به قدرت تخلیه کردن احساسات اشاره میکند.
هوش مصنوعی: دل longing و بیتابی برای تو به سر میدهد. غواصی که نفسش به شدت آسیب دیده، از زیر آب بیرون میآید.
هوش مصنوعی: کسی که به ناامیدی راضی شده، هرگز لب به شکایت نخواهد گشود، زیرا از درد عمیق او، نمیتوان انتظاری جز ظهور خونین و عذابآور داشت.
هوش مصنوعی: در روز چگونه میتواند نور شبتاب با چهره زیبای تو بروز کند، در حالی که چهرهات مانند ماه روشنایی میبخشد؟
هوش مصنوعی: اگر از دل معشوق آثاری به وجود آید، میتوان همانند استخراج گوهر از دریا، از درد و آه دل گنجی ارزشمند به دست آورد.
هوش مصنوعی: از تشنگی و نیاز به آب، مرا دلسرد و بیحوصله کرده است، بهگونهای که حتی از زمین شاید با ناخن هم بتوانم آب را خارج کنم.
هوش مصنوعی: آه و نالهای از دل مجروح و پر درد من به بیرون میآید که مانند غواصی است که پس از غرق شدن به سطح آب میآید و نفسش به شدت گرفته است.
هوش مصنوعی: در نگاه صیاد، بهشت در انتظار است. زاهد باید بداند که چه اندازه نزدیک است تا به محل عبادت خود برسد.
هوش مصنوعی: هرچند گاهی انسان در گوشهای از تنهایی یا عزلت به سر میبرد، اما باز هم میتواند ارزش و اهمیت خود را دریابد. مانند بارانی که به رغم بیاعتنایی بعضی، درصدف گوهر مینشیند و جان تازهای به آن میبخشد.
هوش مصنوعی: صائب چه کار میتواند کند وقتی که با می ناب در ویرانی است، در حالی که سیلابها از عهده هیچکس برنمیآیند؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن سبز چو رنگش ز می ناب برآید
از سبزه تر لاله سیراب برآید
با تیره شب هجر بساز ای دل نومید
کامشب شب آن نیست که مهتاب برآید
زد دست اجل کوس رحیل و طمعم نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.