حسنی که به نور نظر پاک برآید
از خلوت آیینه عرقناک برآید
دامن کشد از صحبت پیراهن یوسف
خاری که ز گلزار تو بیباک برآید
خونین جگری را که تمنای بهارست
چون لاله نفس سوخته از خاک برآید
از روی گهر پاک کند گرد یتیمی
آهی که به صدق از جگر چاک برآید
از تیرگی بخت مکن شکوه که این دود
دایم ز دل شعله ادراک برآید
تنهای ضعیف است کمینگاه دل گرم
این برق جهانسوز ز خاشاک برآید
آن مرد تمام است ازین خلق زراندود
کز بوته سودا و سفر پاک برآید
صائب چه اثر در دل معشوق نماید
آهی که ز دلهای هوسناک برآید


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ زیباییها و حالات دل و عشق است. شاعر به تجلی نور و زیبایی در وجود انسان اشاره میکند و از عواطف عمیق و احساسات دلآشوب سخن میگوید. او به تمثیلاتی همچون پیراهن یوسف و لالههای خونین توجه دارد که نشاندهندهٔ تمنای سرکوبشدهٔ دل است. در نهایت، شاعر به این نکته میپردازد که در دل عاشق، آثاری عمیق و نافذ وجود دارد که از درد و هوس برمیخیزد و بر دل معشوق تاثیرگذار است.
هوش مصنوعی: زیبایی که از نور توجه خالص و بیغل و غش به وجود میآید، همچون بخار عرقی است که از آینه در خلوت و سکوت نمایان میشود.
هوش مصنوعی: دامن در تنگی و مشکلات میماند، مانند پیراهن یوسف که از حسادت و کینه خالی نمیماند. این حسادت و کینه میتواند از زیبایی و طراوت محیطی که در آن زندگی میکند، نشئت بگیرد.
هوش مصنوعی: دل زخمیای که آرزوی بهار را دارد، مانند لالهای که جانش سوخته است، از خاک سر بر میآورد.
هوش مصنوعی: اگر کسی با نیت خالص و از عمق دل خود آهی بگوید، میتواند به پاک کردن ننگ یتیمی و مشکلات ناشی از آن کمک کند.
هوش مصنوعی: از بدشانسی خود گله نکن، زیرا این درد همیشگی از اعماق دل به وجود میآید.
هوش مصنوعی: تنهایی ضعف را به همراه دارد، اما دل گرم و امیدوار میتواند از دلایل کوچک و ناچیز بیرون آید و در برابر مشکلات قدرت نشان دهد.
هوش مصنوعی: آن مرد کامل و بینقص است از میان این انسانهای درخشان که مانند گیاهی از خاک سیاه و سفر پاک و خالص به وجود آمدهاند.
هوش مصنوعی: آه و نالهای که از دلهای پر از آرزو و خواسته برمیآید، چه تاثیری میتواند بر دل معشوق بگذارد؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کی پیچ وخم از طبع هوسناک برآید
این ریشه محال است ازین خاک برآید
ازصافی سرچشمه شود آب روان صاف
دل پاک چو گردید نفس پاک برآید
پر نور کند چون نفس صبح جهان را
[...]
تا هست میسر که ز گل تاک برآید
حیف است گیاه دگر از خاک برآید
در ملک وجود آنچه که از خاک برآید
آن به که عدم گردد و از تاک برآید
خورشید فلک تیره شود روز جهان شب
گر دود دل من سوی افلاک برآید
یکتن ز همه خلق جهان زنده نماند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.