دولت روشندلی زوال ندارد
آب گهر بیم خشکسال ندارد
سوخته را هیچ کس دوبار نسوزد
اختر اهل سخن وبال ندارد
نیست کم از وصل گل ندیدن گلچین
بلبل ما از قفس ملال ندارد
خاک نشینی کمال صافدلان است
آب لباسی به از سفال ندارد
ابر بهاران چرا خموش نشسته است
گر صدف ما لب سؤال ندارد
هر که دل خویش را چو عود نسوزد
ذوق پریخوانی خیال ندارد
از دل منعم مجو نسیم گشایش
خانه تن پروران شمال ندارد
صائب اگر چشم موشکاف ترا هست
جامه اطلس قماش شال ندارد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به بیان حالاتی از روشن دلی و کمال انسانی میپردازد. او بر این باور است که روشندلی همواره پایدار است و هیچ چیز نمیتواند آن را به زوال بکشاند. همچنین، او اشاره دارد که سوختن دوباره درد و رنج ندارد و بلبل از قفس، از ملالی رنج نمیبرد. شاعر تاکید میکند که آدمی با دل صاف و خیالی بیتفکر نمیتواند لذت حقیقی را تجربه کند و در نهایت به این نتیجه میرسد که انسان باید در جستوجوی زیباییهای زندگی باشد و خود را از بندهای ملال آزاد کند.
هوش مصنوعی: خوشبختی و روشنایی دل هیچگاه از بین نمیرود و ارزش واقعی و زیبایی همچون آب گوهر همیشه محفوظ میماند و از خطر کمبود و خشکی در امان است.
هوش مصنوعی: آدم سوخته و آسیبدیده را هیچکس دو بار آزار نمیدهد، زیرا شاعر بودن و اهل سخن بودن دلیلی برای برآورده کردن بدبختیهای دیگران نیست.
هوش مصنوعی: بلبل ما از قفس به شدت دلگیر است و از نشستن در آنجا احساس ناخوشایندی دارد، اما دیدن گل و وصال آن برایش هیچ کمبودی ندارد. او از اینکه گل را نمیبیند، احساس ناراحتی نمیکند.
هوش مصنوعی: انسانهای خاکی و زنده، به خوبی میتوانند صفا و پاکی دلها را نشان دهند. هیچ چیز به اندازهی آب، که از نظر شفافیت و زلالی از سفال بهتر است، نمیتواند این معانی را منتقل کند.
هوش مصنوعی: چرا ابرهای بهار آرام و ساکت هستند، در حالی که حلزون ما سؤالی ندارد که بپرسد؟
هوش مصنوعی: هر کسی که دلش مانند عود نسوزد، از لذت خواندن شعر یا خیال بافی بیبهره است.
هوش مصنوعی: از دل کسی که در سختی و تنگی است، انتظار نسیم تازگی و گشایش را نداشته باش، زیرا این افراد، شرایط بهتری ندارند که بتوانند به دیگران کمک کنند.
هوش مصنوعی: اگر چشمت به جزئیات دقیق و ریز باشد، حتی لباس نازک و زیبا هم هیچ گاه نمیتواند به شیک بودن و زیبایی واقعی برسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
قد ترا سرواعتدال ندارد
این خم وچم ابروی هلال ندارد
رتبه درویش را به شاه چه نسبت
دولت آزادگی زوال ندارد
هیچ دلی نیست بی غبار کدورت
[...]
رستنش از دامت احتمال ندارد
مرغ اسیریست دل که بال ندارد
آن قدر و رفتار بین که سرو خرامان
جلوه جانبخش این نهال ندارد
روی تو ماهست لیک در خم ابرو
[...]
نکهت زلف تو را شمال ندارد
بوی تو را نافهٔ غزال ندارد
گر به مثل سنگ طور آینه گردد
طاقت آن حسن بی مثال ندارد
جان جهانی فدای آن لب میگون
[...]
عاشقم و، عشق من زوال ندارد
رفتنم از کویت احتمال ندارد
وای بحالم، ز بیکسی که بکویت
هیچکسم آگهی ز حال ندارد
چون ندهم تن بدوری تو، که از پی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.