دل صاف پروای محشر ندارد
که دریا غم از دامن تر ندارد
بساز ای خردمند با تیره بختی
که دریا گزیری ز عنبر ندارد
شود تخته مشق هر خار و خس را
چو دریا بزرگی که لنگر ندارد
شود خشک همچون سبو دست آن کس
که باری ز دوش کسی برندارد
ز طعن خسان پاک گوهر نترسد
رگ لعل پروای نشتر ندارد
دل روشن از انقلاب است ایمن
ز طوفان خطر آب گوهر ندارد
نخواهد سر گرم دستار صائب
که خورشید حاجت به افسر ندارد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به نقد و بررسی حالتهای روانی و اجتماعی پرداخته و از صبر و امید در مواجهه با دشواریها سخن میگوید. شاعر با تأکید بر اینکه دل پاک و خالص نیازی به زرق و برق ندارد، بر این نکته تأکید میکند که انسان باید در برابر مشکلات تیرهروزی، مقاوم و خردمند باشد. همچنین، او به اهمیت درک و حفظ ارزشها اشاره میکند و میگوید که انسان باید از طعنهها نترسد و به روشنایی دل خود ایمان داشته باشد. در نهایت، شاعر به دوری از جلال و شکوه بیاساس تأکید میکند و نشان میدهد که حقیقت و ارزش درونی بیشتر از ظواهر مهم است.
هوش مصنوعی: دل پاک و بیغش، نگرانی از روز رستاخیز ندارد، زیرا مانند دریا نیست که از دامنی مرطوب پر باشد.
هوش مصنوعی: ای خردمند، با مشکلات زندگی مانند بداقبالی رفتار کن، زیرا کسی که به دریا میرود، هرگز از عطر خوش عنبر بهرهای نمیبرد.
هوش مصنوعی: هر علف و گیاهی ممکن است به جایی برسد که مانند دریا بزرگ و بیحد و مرز شود، اما همچنان یک نوع بیثباتی و ناپایداری در آن وجود دارد، مانند تخته مشق که هر چیزی میتواند بر آن نوشته شود.
هوش مصنوعی: کسی که به دیگران کمک نکند و باری از دوش آنها برندارد، مانند سبویی خشک و بیفایده خواهد شد.
هوش مصنوعی: کسی که ارزش و زیبایی خود را میداند، به حرفهای زشت و انتقادات ناامیدکننده دیگران اهمیت نمیدهد و نمیترسد. او مثل یک گوهر درخشان با تمام زیباییاش درخشان میماند و تحت تأثیر زخمها قرار نمیگیرد.
هوش مصنوعی: دل که با شور و عشق روشن است، از خطرات و مشکلات در امان است، مثل اینکه آب با ارزش و گوهر در دل طوفان نمیتواند آسیب ببیند.
هوش مصنوعی: خورشید نیازی به تاج و نشان ندارد و نیازی به زینتهای ظاهری نیست. بنابراین، صائب هم نیازی به درگیر شدن با تزیینات کاذب ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
که دست از هوایِ تو بر سر ندارد
که چشم از فراقت به خون تر ندارد
جمادست نه جانور هر که شوری
ز شیرینِ عشقِ تو در سر ندارد
درین آشیان خانه مرغی نبینم
[...]
به سر هر که سودای حیدر ندارد
نشانی ز دین پیمبر ندارد
ننوشد کس اژ باده یعشق حیدر
به محشر نصیبی زکوثر ندارد
مسلمان نباشد کسی کو به گیتی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.