عشق تو ز دل بدر نمی آید
سیمرغ ز قاف برنمی آید
مأوای دل از دو کون بیرون است
این بیضه به زیر پرنمی آید
تر دامنی وصفای دل هیهات
آیینه ز آب برنمی آید
شبنم ز کنار آفتاب آمد
از یوسف ما خبر نمی آید
دل پخته چو شد به خاک می افتد
خودداری ازین ثمر نمی آید
تا پای ترا رکاب بوسیده است
پایش به زمین دگر نمی آید
امید نگاه دارم از چشمش
از بیخبران خبر نمی آید
از کوچهٔ نِی کدام شب صائب
صد قافلهٔ شکر نمی آید


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساس عمیق و پایدار عشق خود میپردازد که هرگز از دلش خارج نمیشود. او عشق را به سیمرغ تشبیه میکند که از قاف برنمیخیزد و نشان میدهد که روح او از تعلقات دنیوی آزاد است. با بیان شبنم و یوسف، میگوید که خبری از معشوقش نیست و دلش در حسرت او میسوزد. همچنین، او به بوسیدن پای محبوب اشاره میکند و تأکید میکند که دیگر نمیتواند به کسی غیر از او بیندیشد. این غزل نمایانگر تمنای عمیق و ناامیدی شاعر از دیدار محبوبش است.
هوش مصنوعی: عشق تو هرگز از دل من نمیرود، همانگونه که سیمرغ از قاف بیرون نمیآید.
هوش مصنوعی: جان و دل آدمی در جهانی فراتر از این عالم مادی قرار دارد و این دنیای فیزیکی قادر به درک آن نیست. انسان نمیتواند به آسانی به حقیقت این وجود پرواز کند و به اعماق آن دست یابد.
هوش مصنوعی: چقدر سخت است که دل پاک و معصوم را با ظاهری ساده و زودگذر توصیف کنیم. آیینهای از آب قادر به نشان دادن چنین صفایی نیست.
هوش مصنوعی: شبنم، در کنار نور آفتاب، به وجود آمده است اما از یوسف ما خبری به ما نمیرسد.
هوش مصنوعی: وقتی که دل انسان به بلوغ و پختگی رسید، سرانجام به خاک و زمین بازمیگردد و نمیتواند از چیدن میوههای زندگی خودداری کند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که پاهای تو را بوسیده، دیگر پاهایش به زمین نمیگذارد.
هوش مصنوعی: من به نگاه او امیدوارم، اما خبرهایی از بیخبران به دست نمیآید.
هوش مصنوعی: در کوچه نی کدام شب، دلتنگی و غم موجب نمیشود که قافلهای از شیرینی و خوشبختی بیاید؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
درد سر دل به سر نمیآید
پای از گل عشق برنمیآید
آوخ عمرم به رخنه بیرون شد
وین بخت ز رخنه درنمیآید
گفتم شب عیش را بود روزی
[...]
وصل تو به وهم در نمیآید
وصف تو به گفت برنمیآید
شد عمر و عماری وصال تو
از کوی امید در نمیآید
وصل تو به وعده گفت میآیم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.