ز خط سبز شد فیروزه ای لعل نگار ما
جواهر سرمه ای می خواست چشم اشکبار ما
اگر چه بی صفا گردد ز گرد آیینه روشن
یکی صد شد ز گرد خط، صدای گلعذار ما
خط آزادی اغیار شد گر خط شبرنگش
شب قدری است بهر دیده شب زنده دار ما
نگه دارد خدا از چشم بد آن روی نو خط را!
که دام عنبرین سامان دهد بهر شکار ما
درین فرصت که خط پیچید دست زلف ظالم را
مشو غافل ز احوال دل امیدوار ما



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به محبوب خود اشاره میکند و زیباییهای او را میستاید. او از چشمان اشکبار و دلآشوب خود میگوید و از لزوم حفاظت از زیبایی محبوب در برابر چشمهای بد صحبت میکند. همچنین به حسرت آزادی و زیباییهایی اشاره دارد که در سایهی زلف محبوب به دست میآید. در نهایت، شاعر به ضرورت توجه به حال دل خود در میان مشکلات و چالشها تاکید میکند.
هوش مصنوعی: چشم گریان ما به دنبال جواهری سیاه است، در حالی که محبوب ما با خط سبز خود، مانند فیروزه و لعل، زیبا و درخشان شده است.
هوش مصنوعی: هرچند که آینه به خاطر گرد و غبارش دیگر نتواند نور را به خوبی منعکس کند، اما زیبایی گل را میتوان با صدایی که از دل ما برمیخیزد، درک کرد.
هوش مصنوعی: خط آزادی دیگران به شکل شبرنگی است که در شب قدر درخشش دارد و فقط برای چشمان بیدار و زنده ما قابل رؤیت است.
هوش مصنوعی: خداوند از نظر بد محافظت کند آن چهره زیبا و خطهای نو را! که این زیبایی همچون دامی طلایی برای شکار ما آماده شده است.
هوش مصنوعی: در این لحظهای که موهای خرمایی زود به دور میپیچد، مواظب باش که از حال و روز دل امیدوار ما غافل نشوی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.