من نمی آیم به هوش از پند، بیهوشم گذار
بحر من ساحل نخواهد گشت، در جوشم گذار
گفتگوی توبه می ریزد نمک در ساغرم
پنبه بردار از سر مینا و در گوشم گذار
از خمار می گرانی می کند سر بر تنم
تا سبک گردم سبوی باده بر دوشم گذار
کرده ام قالب تهی از اشتیاقت عمرهاست
قامت چون شمع در محراب آغوشم گذار
گر به هوشیاری حجاب حسن مانع می شود
در سرمستی سری یک بار بر دوشم گذار
شرح شبهای دراز هجر از زلف است بیش
پنبه ای بر لب از آن صبح بنا گوشم گذار
می چکد چون شمع صائب آتش از گفتار من
صرفه در گویایی من نیست، خاموشم گذار



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به حالتی از بیخود و متوجه بیهوشی خود اشاره میکند و از صدای پندها میگذرد. او احساس میکند که عشق و اشتیاقش مانند شمعی در حال ذوب شدن است و از دلتنگیها و دردهای جدایی از معشوق میگوید. شاعر در جستجوی سرمستی و رهایی از قید و بندهای هوشیاری، آرزو دارد که حتی اگر حسن محبوبش مانع از هوشیاریاش شود، با یک بار سر بر دوش او گذاشتن، به آرامش برسد. در نهایت، او از گفتگو و ابراز خود، خسته شده و خواستار خاموشی است تا درد دلهایش را پشت سر بگذارد.
هوش مصنوعی: من تحت تأثیر نصیحتها به هوش نمیآیم و از آنها بهرهای نمیبرم. در حالت بیخبری من، نمیتوانم به ساحلی برسم و همیشه در حال جوش و خروش خواهم بود.
هوش مصنوعی: توبه کردن و بازگشت به خود را چون نمکی در حال نوشیدن، میدانم. از روی مینا، پنبهای بردار و در گوش من بگذار تا صدای آن صحبتها را نشنوم.
هوش مصنوعی: میگوید که از نشئه و مستی، سرم را به زمین میزند و احساس سبکی به من میدهد، به گونهای که میتوانم ظرف بادهام را بر دوشم بگذارم.
هوش مصنوعی: عمرهاست که از شدت عشق، جانم را از دست دادهام. مانند شمعی در آغوش معشوقم بایست و جانم را بر سر عشق نذر کن.
هوش مصنوعی: اگر زیباییهای ظاهر مانع از بیداری و آگاهیمان میشود، پس یک لحظه بیخیالی و مستی را بر دوشم بگذار.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به شدت شیفته و مشتاق معشوق خود است. او شبهای طولانی را به خاطر دوری از محبوب توصیف میکند و از درد و رنجی که از فراق میبرد، میگوید. صحبت از زلف معشوق و احساس شور و شوق به او در اوج است. در انتها، به وضوح اشاره میکند که به خاطر یاد اوریهای شیرین صبح، نمیتواند از یاد او غافل باشد.
هوش مصنوعی: کلام من مانند شمعی میچکد و شعلهور است، اما در بیان کردن احساساتم درخوری ندارد، بنابراین بهتر است که ساکت بمانم و بیصدا باقی بگذارم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
من نمیآیم به هوش از پند، بیهوشم گذار
بحر من ساحل نخواهد گشت، در جوشم گذار
گفتگوی توبه میریزد نمک در ساغرم
پنبه بردار از سر مینا و در گوشم گذار
از خمار می گرانی میکند سر بر تنم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.