نیست رخساری زخال وخط نگارین اینقدر
نیست در دشت ختن آهوی مشکین اینقدر
میدهد نظارگری راغوطه در خون دیدنش
کس ندارد یاد هرگز چهره رنگین اینقدر
رخنه در دل عاشقان را از شکر خندش نماند
شهد شیرین است اما نیست شیرین اینقدر
خنده کبک است در گوشش نوای عاشقان
نیست کوه قاف را سامان تمکین اینقدر
تشنه تقریب باشد موجه آغوش ها
هر طرف مایل مشو درخانه زین اینقدر
حسن را مشاطه ای چون صافی آیینه نیست
ازدل ما حسن خوبان گشت خودبین اینقدر
از نگاه آشنا شد بوالهوس صاحب جگر
شد ز شکر خند گل، گستاخ گلچین اینقدر
بوسه ای از لعل سیرابش نصیب مانشد
آب درگوهر نمی باشد به تمکین اینقدر
دل زچشم شوخ او درعرض مطلب شددلیر
لطف ساقی ساخت مستان را شلایین اینقدر
عقل و هوش ودین وایمان درتماشای تو باخت
غافل ازصائب مشو ای آفت دین اینقدر



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی و شیرینی معشوقهاش میپردازد و بیان میکند که همچنان که هیچ چیز به زیبایی چهرهاش نیست، در دل عاشقان نیز هیچ تجربهای به شیرینی لبخند او نمیرسد. او با استفاده از تشبیهات مختلف، جذابیت و سحر ویژگیهای معشوق را به تصویر میکشد و به حیرت و شگفتی عاشقان اشاره میکند. در ادامه، شاعر از بازیهای عشق و عواقب آن سخن میگوید و به تأثیر عشق بر عقل و دین مردم اشاره میکند، و به دوسویه بودن این احساسات، تأکید میکند که عشق ممکن است گاهی به بیدینی و غفلت منجر شود. در نهایت، شاعر میان زیباییهای ظاهری و عمق معنوی عشق تعادل برقرار میکند و از عشق به عنوان نیرویی سرشار از پیچیدگیها یاد میکند.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به زیبایی و جذابیت چهرهای اشاره دارد که هیچکس نمیتواند به پای آن برسد. او بر این باور است که در دشت ختن (منطقهای در چین) هیچ آهو یا زیبایی به اندازهی این چهره وجود ندارد. این بیان به نوعی از پسند و آرایش زیباییهای طبیعی و غیرطبیعی به تصویر میکشد که با هم مقایسه شدهاند.
هوش مصنوعی: شخصی که به تماشای محبوب نشسته است، آنچنان محو زیبایی او شده که حتی کسی نیست که یادش باشد چهرهاش چه رنگی است. او غرق در خون عشق و فراق است و چهرهاش به حدی زیباست که هیچکس نمیتواند آن را فراموش کند.
هوش مصنوعی: خندۀ معشوق باعث شده که عاشقان در دلشان حسرت و درد را تجربه کنند. هرچند که شهد شیرین به نظر میرسد، اما این شکرینی آنقدرها هم که به نظر میرسد، شیرین نیست.
هوش مصنوعی: خنده کبک به این معناست که او در خوشحالی و سرخوشی خود غرق شده، اما این شادی و سرور با صدای عاشقان و دلباختگان که در دور و برش هستند، هیچ ارتباطی ندارد. حتی کوه قاف نیز نمیتواند آنقدر مرتب و منظم شود که این بیتوجهی و غفلت را جبران کند.
هوش مصنوعی: تشنه بودن به معنای نیاز به محبت و نزدیکی است و کسی که این احساس را دارد، به آغوش ها و گرمی روابط دیگران تمایل دارد. اما باید مراقب بود که در خانه خود و در محیط امنی که داریم، از دلبستگی به دیگران به اندازه کافی احتیاط کنیم و به این آسانی جذب نشویم.
هوش مصنوعی: زیبایی حسن مانند درخشندگی یک آیینه صاف نیست. از دل ما، زیبایی خوبان به خودپسندی گرایش پیدا کرده است.
هوش مصنوعی: نگاه آشنایی باعث شد که عاشق شوم و در دل من احساسی شیرین و شگرف به وجود بیاید. مثل گل که از شیرینی خود میخندد، این حس باعث شده که گلچین، به طرز بیپروا و جسورانهای به گلها نزدیک شود.
هوش مصنوعی: ما نتوانستیم از لبان او بوسهای دریافت کنیم، چرا که در گوهر زندگی، آب و محبت به این سادگیها نیست و باید بیشتر تلاش کرد تا به آن دست یافت.
هوش مصنوعی: دل به خاطر نگاه بازیگوش او شجاع شد، و لطف ساقی حال مستان را تغییر داد.
هوش مصنوعی: عقل و دانش و اعتقاد در مقابل زیبایی تو شکست خوردند. بنابراین، بیخبر از چنین حقیقتی، نباید غافل باشی، ای آفت دین.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.