کی ز خواریهای غربت می کند پرواگهر؟
دایه از گردیتیمی داشت در دریا گهر
خاکساری قسمت صاحبدلان امروز نیست
در صدف گرد یتیمی داشت برسیماگهر
جوهر ذاتی به نور عاریت محتاج نیست
درشب تار از فروغ خود شود پیدا گهر
ماه کنعان رابرابر می کند باسیم قلب
درترازو آن که می سنجد سخن راباگهر
از تجردپایه روشندلان گرددبلند
جای بر سر می دهندش چون شود یکتاگهر
روزی روشندلان از عالم بالابود
آب از دریا نمی گیرد ز استغنا گهر
زیر پای خود نبیند همت سرشار من
گر مرا ریزند چون دریا به زیر پاگهر
بی سخن کش هم سخن می آید از دل بر زبان
گر به پای خویش بیرون آید از دریاگهر
نیست ممکن از روانی اشگ رامانع شدن
دارد از بی دست وپایی در گره صد پا گهر
ماه کنعان از غریبی شدعزیز روزگار
پای می پیچد به دامان صدف بیجاگهر
می کند از ساده لوحیها همان یادوطن
گرچه درخاک غریبی می شود بیناگهر
خاکساری کم نسازد صائب آب روی مرد
از بهای خود نمی افتد به زیر پا گهر



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به موضوع غربت و یتیمی میپردازد و به زیبایی و ارزش درونی وجود انسان اشاره دارد. او میگوید که جوهر ذاتی آدمی نیازی به تایید یا نور خارجی ندارد و در دل تاریکی نیز میتواند درخشان باشد. شاعر با اشاره به کنعان، بر اهمیت شناخت ارزشهای درونی در برابر موانع و مشکلات تاکید میکند. او همچنین به این نکته میپردازد که خود را نباید با خاکساری و یتیمی ناامید کند، چرا که هر فردی در وجود خود گوهری ناب دارد که نباید نادیده گرفته شود. در نهایت، صائب به این اعتقاد میرسد که افراد باید به ارزش خود پی ببرند و از رنجهای غربت و یتیمی درسی مثبت بگیرند.
هوش مصنوعی: کی از تلخیهای زندگی در دوری و تنهایی نگران میشود؟ آیا مادری که در دریا فرزندش را به دنیا آورده، از این نگران است که چه بر سر او میآید؟
هوش مصنوعی: امروز به افراد با دل و صفا، جایی برای افتادگی و خاکساری نیست. در دل غم یتیمی، جواهری گرانبها نهفته است.
هوش مصنوعی: ذاتی و ارزشهای واقعی هیچگاه به نور و کمک دیگران نیاز ندارند. حتی در تاریکی شب، با درخشندگی خود، خود را نمایان میسازند.
هوش مصنوعی: ماه کنعان به خوبی و زیبایی در مقایسه با عشق و احساسی که در دل است، سنجیده میشود. آن کس که میسنجد، سخن و احساسات را با ارزش واقعی و درونی میسنجند.
هوش مصنوعی: افراد روشندل که در مقام تجرد و دوری از دنیای مادی قرار دارند، به مقام بلندی دست مییابند و به همین دلیل بر سر میریزند. وقتی که شخص به یکتایی و وحدت برسد، ارزشمند و ارزنده میشود.
هوش مصنوعی: روزی افرادی فرهیخته و با بصیرت از عالم بالاتر و عمیقتر از زندگی روزمره و مادی قدرتمندتر خواهند بود. آنها مانند دریا هستند که به غنای درونی خود تکیه میکنند و از منابع بیرونی بهرهمند نمیشوند.
هوش مصنوعی: نمیبیند که تلاش و توانمندی من چقدر زیاد است، حتی اگر مرا به اندازهی دریا زیر پا بگذارند.
هوش مصنوعی: اگر کسی سکوت کند، احساساتش خود به خود به زبانش میآید، مانند زیبایی که وقتی از دریا بیرون میآید، به راحتی نمایان میشود.
هوش مصنوعی: آبرو و عزت وجود انسان از احساسات و اشکهای او نشأت میگیرد و نمیتوان از این حساسیّتها جلوگیری کرد. احساسات عمیق و عشق واقعی مانند گوهرهای گرانبها هستند که در دل گره میخورند و نمیتوان از آنها غافل شد.
هوش مصنوعی: ماه کنعان به خاطر دوری و غریب بودنش در روزگار عزیز میشود. در نتیجه، به دور از دنیای خود، به دامان صدفی که در واقع جای او نیست، متمایل میشود.
هوش مصنوعی: آدمی که سادهدل است، حتی در دوری از وطن میتواند تجربیات او را آگاه کند و به او بینش بهتری بدهد.
هوش مصنوعی: تواضع و humility هیچ از ارزش و احترام افراد نمیکاهد و مانند این است که طلا هرگز ارزش خود را از دست نمیدهد، حتی اگر به زمین بیفتد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.