چو شمع، جان ز نسیم سحر دریغ مدار
ز دوستان سبکروح سر دریغ مدار
ز بوی سوختگی روح تازه می گردد
ز شمع خرده جان چون شرر دریغ مدار
درین حدیقه اگر دوستدار چشم خودی
نظر ز مردم روشن گهر دریغ مدار
یکی است کام نهنگ و صدف درین دریا
ز هر که لب بگشاید گهر دریغ مدار
به کار دشمن خونخوار خود گره مپسند
ز هیچ آبله ای نیشتر دریغ مدار
به یک نظر سر شبنم به آفتاب رسید
توجه از من بی پا وسر دریغ مدار
جبین روشن خورشید لوح تعلیمی است
که روی زرد خود از هیچ در دریغ مدار
چو آفتاب اگر میل تاج زر داری
ز هیچ ذره فروغ نظر دریغ مدار
شکوفه گل ز وصال ثمر به ریزش چید
ز خاک راهگذر سیم و زر دریغ مدار
سری ز رخنه دیوار باغ بیرون کن
ز هیچ راهنوردی ثمر دریغ مدار
درین دو هفته که میراب این چمن شده ای
نظر ز صائب آتش جگر دریغ مدار


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به اهمیت دوستداشتن و قدردانی از لحظات و افراد ارزشمند زندگی اشاره میکند. او با تشبیه جان به شمع، از خواننده میخواهد که از نسیم سحر غافل نشود و از نیکان و دوستان خود غفلت نکند. همچنین به بیان اینکه هر یک از انسانها مانند دریا و صدفی هستند که باید به آنها نگاه کرد و از زیباییهایشان بهرهمند شد، تاکید میکند. شاعر به انتقاد از دشمنان و ناپاکیها نیز پرداخته و میگوید که نباید از نگاه کردن به چیزهای خوب و زیبا دریغ کنیم. در نهایت، او بر این باور است که باید به زمان و موقعیتها توجه داشت و از هر فرصتی برای رشد و شکوفایی استفاده کرد.
هوش مصنوعی: مانند شمع هستی که در نسیم صبحگاهی به آسانی میسوزد، پس از دوستانی که دلشان سبک و بیوزن است، غمگین و نگران نباش.
هوش مصنوعی: از بوی سوختن، روح تازهای پیدا میکند و جان آسیبدیده مانند شعلهای درخشان میشود؛ پس دریغ نکن.
هوش مصنوعی: در این باغ اگر کسی دوست دارد به چشم خود نگاه کند، از نیکوئیهای مردم دریغ نداشته باشد.
هوش مصنوعی: در این دریا، نهنگ و صدف هر دو به یک سرگرمی و زیبایی دست یافتهاند. هر کس که حرف بزند، نباید از ارائه نیکی و دُرّ دریغ کند.
هوش مصنوعی: به دشمن خطرناک خود اجازه نده که به او آسیب بزند و از هیچ زخمی دریغ نکن.
هوش مصنوعی: به یک نگاه، سر صبح بیدار شدم و به آفتاب رسیدم. از من که بینیاز از پا و سر هستم، دریغ نکن.
هوش مصنوعی: پیشانی درخشان خورشید، مانند صفحهای آموزشی است که بر روی رنگ زرد خود هیچ چیزی را از دست نمیدهد و از هیچ موضوعی دریغ نمیکند.
هوش مصنوعی: اگر مانند آفتاب تمایل به دریافت تاج زرین داری، از هیچ ذرهای درخشش و زیبایی را دریغ نکن.
هوش مصنوعی: گل شکوفه کرده و میوهای که به زمین افتاده را از خاکی که با سیم و زر آراسته است، نادیده نگیر.
هوش مصنوعی: سری از شکاف دیوار باغ بیرون بیاور و از هیچ راهنمایی میوهای را دریغ نکن.
هوش مصنوعی: در این دو هفتهای که تو به عنوان سرپرست این باغ مشغول به کار هستی، از دیدگاه صائب، از ناراحتی و درد دلهایی که در قلبم دارم، غافل نباش.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز دوستانِ قدیمی نظر دریغ مدار
ز کویِ ما به طوافی گذر دریغ مدار
قبول کردۀ خود را به عیب باز مده
عنایتی ز منِ بی هنر دریغ مدار
مرا به رسمِ عیادت بپرس و رحمت کن
[...]
صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار
وز او به عاشق بیدل خبر دریغ مدار
به شکر آن که شکفتی به کام بخت ای گل
نسیم وصل ز مرغ سحر دریغ مدار
حریف عشق تو بودم چو ماه نو بودی
[...]
طلوع باده ز شام و سحر دریغ مدار
ز خاک جرعه خود چون قمر دریغ مدار
اگر به گنج سر بیل باغبان آید
بگو که آب زر از جام زر دریغ مدار
حیات تلخ بده عیش خوشگوار بگیر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.