از شراب ارغوانی چهره را گلرنگ ساز
بر نسیم از جوش گل جای نفس راتنگ ساز
می رسد روزی که بر بالینت آید آفتاب
همچو شبنم سعی کن آیینه را بی زنگ ساز
از تماشای تو دلهای اسیران آب شد
بعد ازین آیینه خود از دل چون سنگ ساز
چون میسرنیست قانون فلک را گوشمال
این نوای تلخ را از پنبه سیر آهنگ ساز
پاکدامانی میسر نیست بی خون جگر
تا به بیرنگی رسی یک چند با نیرنگ ساز
یوسف از زندان قدم بر مسند عزت گذاشت
چند روزی مصلحت رابا جهان تنگ ساز
گر نداری ظرف خون خوردن درین بستان چو گل
زین شراب لعل دست و دامنی گلرنگ ساز
تا چو شبنم از دامان گلها برخوری
گریه خود را درین بستانسرا بیرنگ ساز



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت میپردازد و از تأثیرات شراب روی چهره و دلها سخن میگوید. او به زمانهای اشاره میکند که نور خورشید بر بالین محبوب میتابد و به تأمل در حال و هوای عاشقانه میپردازد. در عین حال، از دشواریهای رسیدن به پاکدامانی و مشکلات زندگی سخن میگوید و به فرد عشقورز توصیه میکند که باید با ظرافت و نیرنگ به هدفهای خود نزدیک شود. در نهایت، شاعر به تازهکاری و زیبایی گلی در بستان اشاره کرده و به نیازی برای ابراز احساسات در زندگی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: از شراب قرمزرنگ، چهرهات را زیبا و گلگون کن و با همراهی نسیم، بویی از گل ایجاد کن که جای تنفس را تنگ کند.
هوش مصنوعی: روزی خواهد رسید که نور خورشید بر کنارت خواهد درخشید، مانند شبنم که صبحگاهان بر روی گلها مینشیند. بنابراین سعی کن که خودت را پاک و بدون نقص نگهداری.
هوش مصنوعی: از دیدن تو، دلهای افرادی که در عشق گرفتارند، نرم و لطیف میشود. بعد از این، آیینه دل خود را مانند سنگ محکم کن.
هوش مصنوعی: از آنجا که نمیتوان قوانین آسمان را به راحتی تغییر داد، بهتر است این صدای ناگواری که به وجود آمده را با کمی تنوع و تغییر در کارها، خوشایندتر کنیم.
هوش مصنوعی: پاکی و پاکدامنی بدون تحمل سختی و درد ممکن نیست. برای رسیدن به بیگناهی و صداقت، باید گاهی اوقات با فریب و نیرنگ کنار بیایی.
هوش مصنوعی: یوسف از زندان خارج شده و به مقام و قدرت رسید. او به مدت چند روز باید مصلحت را با جهان و شرایط موجود وفق دهد و سازگار باشد.
هوش مصنوعی: اگر ظرفی برای نوشیدن خون در این باغ نداری، مانند گل با این شراب قرمز، با دستان و دامنت رنگین شو.
هوش مصنوعی: با شادابی و نشاط مانند شبنم که از گلها میچکد، به زندگیات ادامه بده و اشکهایت را در این باغ فراموش کن و بیرنگ کن.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یا مرا قربانی آن چشم شوخ و شنگ ساز
یا تماشا گاه جانم آن رخ گلرنگ ساز
زان همه دلها که از خوبان ربودی گرد خویش
تا نبیند چشم اغیارت حصار سنگ ساز
دعوی خون بر لبت بسیار شد، بهر خدا
[...]
سر برآور بر کله داران قباها تنگ ساز
روی بنما عاقل و دیوانه را یک رنگ ساز
شاه و درویش از دل و جان آرزومند تواند
گر نسازی با پلاس فقر با اورنگ ساز
خواست ایزد از دل سخت تو بنماید مثل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.