شد جدا از زخم من آن خنجر سیراب سبز
چون بماند ازروانی، زود گردد آب سبز
آب بی یاران مخور کز خجلت تنها خوری
خضر نتواند شدن درحلقه احباب سبز
گوشوار از شرم آن صبح بنا گوش آب شد
شمع نتواند شد از خجلت درین مهتاب سبز
نیست امید رهایی زین سپهر آبگون
کشتی ما می شود آخر درین گرداب سبز
شست از دل آرزوی عمر جاویدان مرا
تاشد از استادگی درجوی خضر این آب سبز
هر قدر کز دیده افشاندم سرشک لاله گون
تخم مهر من نشد در سینه احباب سبز
پیش او طاعت ندارد آبرویی، ورنه شد
از سرشکم دانه تسبیح در محراب سبز
ازدم سرد خزان صائب نگردد زرد رو
بخت هر کس شد چو مینا از شراب ناب سبز



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تجربهٔ درد و جدایی اشاره میکند. او از زخمهایی میگوید که خنجر سبز به دلش زده و حس میکند که آب زندگی بدون یاران، خالی و محنتبار است. امیدوار است که در زندگی رهایی و دوستی بیابد، اما احساس میکند کشتی وجودش در گرداب مشکلات غرق میشود. عواطفش را با اشک و شوقی که به خوبی و دوستی دارد، بیان میکند و در نهایت به سرنوشت و تقدیر ناامیدانه خود اشاره دارد که همچنان رنگی و ناب باقی میماند.
هوش مصنوعی: خنجر سبز که در زخم من فرورفته بود، حالا جدا شده است. اگر این خنجر از آسیب و زخم دور بماند، به زودی آب سبز رنگ میشود.
هوش مصنوعی: آب را بدون companions خودت نخور، زیرا که در تنهایی شرمنده خواهی شد. حتا خضر هم نمیتواند در جمع دوستان سبز بماند.
هوش مصنوعی: گوشواره از خجالت صبح، به گردن آب افتاد و شمع از شرمندگی، در نور مهتاب سبز نتوانست روشن بماند.
هوش مصنوعی: امید به نجات از این آسمان آبی وجود ندارد و کشتی ما در این چرخش سبز سرانجام غرق خواهد شد.
هوش مصنوعی: دلم آرزوی زندگی ابدی را رها کرد، وقتی دیدم که در کنار آب سبز خضر، آنچه پایدار است، چه زود از بین میرود.
هوش مصنوعی: هر چه قدر اشک از چشمانم ریختم و غم خود را نشان دادم، اما محبت و عشق من در دل دوستانم نشانی از خود به جا نگذاشت.
هوش مصنوعی: در برابر او، هیچگونه احترامی برای اطاعت وجود ندارد؛ وگرنه، دانههای تسبیح از قطرات اشک او در محراب سبز میریختند.
هوش مصنوعی: با وزش باد سرد پاییز، چهره کسی زرد نخواهد شد. اگر بخت کسی مانند مینا به خاطر شراب ناب سبز باشد، او هرگز دچار یأس و نگرانی نخواهد شد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هاله ی خطش چو گردید از گل سیراب سبز
دیدم از طوفان حسنش حلقه ی گرداب سبز
از خیال ماه رخسارش دلم گل گل شکفت
این گل خود رو شود در سایه ی مهتاب سبز
تا به خواب آمد قماش سبزه ی خطش مرا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.