ز سرو قدِ تو شد شوره زارِ امکان سبز
ز شمعِ سبز تو شد بختِ این شبستان سبز
ز خطِ پشتِ لبت زنده می شود دلها
چنین بود چو کند سبزه آبِ حیوان سبز
میانِ اهلِ جنون سبز چوُن توانم شد؟
نشد ز گریهٔ من خارِ این بیابان سبز
به رودِ نیل رسان خویش را که هیهات است
کز آبِ چاه شود بختِ ماهِ کنعان سبز
ز هم گزیر ندارند نوش و نیش جهان
که بی گره نشود نی ز شکرستان سبز
چو زنگ از دلِ من بُرد باده، دانستم
که تخمِ سوخته گردد به ابرِ احسان سبز
تجَّردی که بوَد در لباس، محفوظ است
پناهِ شیر بود هست تا نیستان سبز
دلِ حریص به زنگِ قساوت آلوده است
که نانْ همیشه گدا را شود در انبان سبز
ز چشمِ شورِ کواکب مَجو برومندی
که هیچ دانه نگردد به زیرِ دندان سبز
اگر گشایشِ دل خواهی از بلا مگریز
که دانه میشود اینجا ز تیرِ باران سبز
به باده جوش! نزدِ خونِ خشکِ من صائب
نشد ز تربیتِ بحر شاخِ مرجان سبز



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر با نگاهی به زیبایی و دلربایی محبوبش، به مضامینی چون عشق، امید و عشق ورزی میپردازد. او میگوید که جمال محبوبش باعث زنده شدن دلها و به جریان افتادن زندگی میشود. شاعر به تلخیهای زندگی و غصههای ناشی از عشق نیز اشاره میکند و به این نتیجهگیری میرسد که رهایی و خوشبختی فقط از طریق مواجهه با مشکلات و ناملایمات ممکن است. در نهایت، او یادآوری میکند که در دلهای بیقرار عاشقان، زیبایی و محبت همواره درخشش دارد و بدون چشمه امید، هیچچیز به کمال نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: با قامت تو، سرزمین امکان به سبزی تبدیل شد و به خاطر روشنایی سبز تو، بخت این باغ نیز سبز و خرم گردید.
هوش مصنوعی: بر اثر لبخند تو دلها زنده میشوند، مانند سبزه که با آب حیوانی سرسبز میگردد.
هوش مصنوعی: چطور میتوانم در میان دیوانگان سبز قرار بگیرم؟ از شدت گریهام، این بیابان هرگز سبز نشد.
هوش مصنوعی: به سمت رود نیل برو، زیرا خوشبختی و سعادت کنعان را نمیتوان از آب چاه به دست آورد.
هوش مصنوعی: نوش و نیش به یکدیگر وابستهاند و در زندگی نمیتوان از تلخی و شیرینی جدا کرد. مانند این که هیچ چیزی در این دنیا بدون چالش و مشکل نیست و اگر میخواهیم به زندگی شیرین دست یابیم، باید با سختیها نیز روبرو شویم.
هوش مصنوعی: زمانی که شراب، غم و اندوه را از دل من زدود، متوجه شدم که در زیر باران لطف و محبت، امیدهای از دست رفته دوباره جان خواهند گرفت و جوانه خواهند زد.
هوش مصنوعی: تجرد و صفای واقعی که در عمق وجود وجود دارد، در ظاهری که فرد دارد حفظ میشود و مانند پناهی برای شیر است تا در دشتهای سرسبز زنده بماند.
هوش مصنوعی: دلِ خسیس و طماع به سختی و بیرحمی دچار شده است، به طوری که نان همیشگی و عاری از زحمت را هم در کیسهای از دست میدهد.
هوش مصنوعی: از نگاه بد ستارهها نجات یاب، چون هیچ دانهای نمیتواند به زیر دندان سبز بیفتد.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی دلت آرام شود و از مشکلات و سختیها دور بمانی، بدان که گاهی در میان درد و رنج، جوانههای امید و خوشبختی به بار میآید.
هوش مصنوعی: به خاطر بادههای دلنشین، نزد من که دلی بیرمق و خشک دارم، نتوانستهام به خوبی از آموزشهای عمیق و ارزشمند مثل دریا بهرهمند شوم، همچنان که شاخ و برگ مرجان در زیباترین حالت خود نمیتواند در خاک سبز شود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.