حسن اگر جلوه دهد بر سر بازار ترا
مصر زندان شود از جوش خریدار ترا
بوی گل می برد از کار تماشایی را
حاجتی نیست به خار سر دیوار ترا
چشمه در فصل بهاران ننشیند از جوش
بوسه می ریزد ازان لعل گهربار ترا
سرو بالای تو از عشق علم شد در کفر
قمری از طوق، کمر بست به زنار ترا
این چه ظلم است که من خون خورم و تیغ کند
به زبان پاک، خط از صفحه رخسار ترا
در دل گلشن فردوس خزان را ره نیست
چون به خاطر گذرد صائب افگار ترا؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و جلوههای حسن معشوق اشاره میکند و میگوید که وجود او بیاندازه جذاب است و باعث شور و شوق خریداران میشود. او همچنین بوی خوشی را که از معشوق به مشام میرسد، ستایش کرده و از خاری در دیوار سخن میگوید که نیازی به آن نیست. عشق او مانند چشمهای جوشان و بوسهای لذتبخش است، در حالی که عشق در کفر و گناه به قمر و زیبایی معشوق منتهی میشود. شاعر از ظلمی میگوید که او باید رنج بکشد در حالی که معشوق در زیبایی خود غرق است و در نهایت به حسرت و ناامیدی خود اشاره میکند که در دل فردوس همسایگی با معشوق، هیچ نشانی از خزان نیست.
هوش مصنوعی: اگر زیبایی خود را در دید عموم به نمایش بگذاری، مانند این است که تو را در بازار ملی اسیر و زندانی میکند، چون همه به سوی تو جذب خواهند شد و برای خریدن تو هجوم میآورند.
هوش مصنوعی: بوی گل زیباییهای تماشایی را از یاد میبرد و نیازی نیست به خاری که بر سر دیوار توست.
هوش مصنوعی: چشمه در فصل بهار آرام نمیگیرد و از جوش و خروش آن، بوسهها به شکل دانههای قیمتی و زیبا به زمین میریزد.
هوش مصنوعی: عشق به تو باعث شد که سرو زیبای تو به بلندی و شکوهی برسد، مانند قمر که از دایرهای محدود رها شده و به آزادی و زیبایی بیشتری دست یافته است.
هوش مصنوعی: این چه ناعدالتی است که من به شدت رنج میبرم و تیغ زبانم به جای اینکه به یاد تو باشد، تنها میتواند زیبایی چهرهات را زخم بزند؟
هوش مصنوعی: در بهشت گلستان، جایی برای خزان وجود ندارد. وقتی که یاد تو به ذهن میآید، چه ابر غمگینی بر دل من سایه میافکند؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
طالعی کو، که گشایم در گلزار ترا؟
مغرب بوسه کنم مشرق گفتار ترا
چند بینم دل شوریده گرفتار ترا
جان غم سوخته میخواست چه بسیار ترا
کیست کاورد بدین شوخی رفتار ترا
میچکد آب حیات از گل رخسار ترا
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.