نیست نم در جوی من چون گردن مینای خشک
یک کف خاک است برسرمغزم از سودای خشک
نقطه خال پریرویی اگر مرکز شود
می توان صددور چون پرگارزد باپای خشک
می شود نقد حیاتش همچو قارون خرج خاک
هرکه از عقبی قناعت کرد با دنیای خشک
نسبت دشت ختن باوادی مجنون خطاست
لاله را خون درجگر شد مشک ازین صحرای خشک
نیست غیر از مغز ما سوداییان بی دماغ
زیر چرخ آبگون پیدا شود گر جای خشک
در سر کوی تو پایم تا به زانو در گل است
من از دریا گذشتم بارها با پای خشک
می رساندم پیش ازین از شیشه خالی شراب
می خلد می در دلم امروز چون مینای خشک
قمریان را در نظر گشته است چون سوهان روح
پیش نخل آبدارش سرو رابالای خشک



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر از حسرت و ناکامی در زندگی سخن میگوید. او خود را به مینیای خشک تشبیه میکند که عاشقانههایش نمیتواند احساساتش را به خوبی منتقل کند. زندگی او به مانند خاک خشک و بیثمر است و مقایسههایی از قبیل قارون و لاله نشان از بیارزشی ثروت و زیبایی در دنیای کنونی دارد. در نهایت، اشاره به عشق و پایبندی به معشوق در حالی که در شرایط دشواری به سر میبرد، احساس عمیق و دردناکی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: در جوی من آبی وجود ندارد و مانند گردن گلی خشک، فقط کمی خاک بر روی ذهنم نشسته است. این حالت نشاندهنده یأس و آرزوی بیثمر است که بر اثر خشکی اندیشهام به وجود آمده.
هوش مصنوعی: اگر نقطهای کوچک از زیبایی دلربا در مرکز قرار بگیرد، میتواند به مانند پرگاری که با پای خشک میچرخد، صدای زیبایی به وجود آورد.
هوش مصنوعی: زندگی هر کسی میتواند مانند قارون، ثروت و دارایی زیادی را صرف دنیا کند، اما آن کسی که از آن چیزهای دنیوی قناعت کند، در واقع با زندگی ساده و خشک خود، در آرامش و سعادت بیشتری خواهد بود.
هوش مصنوعی: دشت ختن و وادی مجنون هر کدام ویژگیهای خاص خود را دارند و مقایسه کردن آنها درست نیست. در اینجا به وضوح بیان میشود که گل لاله در این بیابان خشک چقدر تحت فشار و رنج است و رنگ قرمزش به خاطر غم و اندوهش از درد ناشی شده است. همچنین مفهوم محتوای مشک نیز به نشانهای از زیبایی و عطر در این دشت اشاره دارد، اما بیابان خشک و بیرحم باعث شده که این زیباییها به شدت تحت تأثیر قرار بگیرند.
هوش مصنوعی: در دنیای ما، تنها افرادی که دچار دیوانگی و جنون هستند، میتوانند در این جهان آبی لذت ببرند. اگر هم در جایی خشک و دور از آب زندگی کنند، باز هم نشانگر نوعی دیوانگی است.
هوش مصنوعی: در کوی تو، تا زانو در گِل هستم و پایم در آن گرفتار شده است، اما من بارها از دریا عبور کردهام و این کار را با پاهای خشک انجام دادهام.
هوش مصنوعی: قبل از این، با استفاده از شیشه خالی، شراب را به دست میآوردم، اما امروز در دل من مانند گل مینا که خشک شده، هیچ اثری از می و شادی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: قمریان، که به نوعی از پرندگان اشاره دارد، در کنار نخل آبدار و سرو خشک قرار گرفتهاند. در اینجا، تصوری از احساس حکایت میشود که به مانند سوهان که روح را میخراشد، به حالتی اندوهناک و دلگیر اشاره دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
غوره من شد مویز از سردی دنیای خشک
سوخت خون چون نافه ام در دل ازین صحرای خشک
عالم خاک از وجود تازه رویان مفلس است
برنمی خیزد گل ابری ازین دریای خشک
چشم بی اشک و دل بی آه زیر گل خوش است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.