رخسار همچو ماه تو از عنبرین هلال
درگوش آفتاب کشد حلقه زوال
فارغ زرشک آینه وآب کرده است
عشاق را نظاره آن حسن بی مثال
بر لعل او عقیق کند آب خود سبیل
بر سیب او سهیل کند خون خود حلال
لب نیست رخنه ای توان بست چون گشود
چندان که ممکن است بپرهیز از سوال
صائب دلش فسرده نگردد ز برگریز
مرغی که بهار کشد سر به زیر بال



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی معشوق میپردازد که چون ماهی درخشان و جذاب است. او در اشاره به جلوههای زیبایی معشوق، به تحسین ویژگیهای خاص او مانند چهره و لبانش میپردازد و بیان میکند که عشق به معشوق از نظارهکردن این جذابیتها نشأت میگیرد. همچنین، شاعر به این نکته اشاره میکند که در عشق نمیتوان از سوال و کنجکاوی پرهیز کرد و دل عاشق هرگز از یاد معشوق میخزد. در انتها، او با تشبیه خود به مرغی که بهار را با بال خود در آغوش میکشد، انبساط خاطر را در عشق و وصال نشان میدهد.
هوش مصنوعی: چهرهٔ تو مثل ماه زیبایی دارد، همانطور که هلالی از عنبر در کنار آفتاب جا میگیرد و زمان را به زوال میکشاند.
هوش مصنوعی: عشاق از زیبایی بینظیری که در آینه و آب نمایان شده، دور شدهاند و دلشان از تماشای آن حسن خیرهکننده پر است.
هوش مصنوعی: درد دل خود را با زیبایی او در میان میگذارم و اشکهایم را بر چهرهاش نثار میکنم. عشق و احساساتم باعث میشود که به او مانند ستارههایی در آسمان نگاه کنم و همه چیز را برای او آسان و حلال کنم.
هوش مصنوعی: وقتی که لبها باز میشوند و چیزی را بیان میکنند، دیگر نمیتوان آن را پنهان کرد. بنابراین، بهتر است از پرسش و پاسخ پرهیز کرد.
هوش مصنوعی: دل صائب همیشه شاداب میماند، حتی اگر پرندهای که بهاری است و به دنیای جدیدی میپرد، سرش را زیر بالش پنهان کند و برود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شاها هزار سال بعزّ اندرون بزی
وانگه هزار سال بملک اندون ببال
ای اختیار ایزد دادار ذوالجلال
تاج از تو با شرف شد و تخت از تو با جمال
مسعود شهریاری کز فر عدل تو
بر ملک روزگار چو نام تو شد به فال
کرده نهال جاه تو را دست مملکت
[...]
هست از سفال جامه سیکی برآمده
اندر سفال جامه سیکی بود حلال
نی نی نه نه نه نی نه نی نی به هیچ وقت
لا لا لا لا لل لا لا لا لا به هیچ حال
توحید لایزال نیاید چو در مقال
روشن کنم ضمیر به توحید ذوالجلال
ترجیع کن که آمد یک جام مال مال
جان نعره میزند که بیا چاشنی حلال
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.