من به آب و نان اگر چون بیغمان می زیستم
بی محبت کافرم گر یک زمان می زیستم
زنده از یاد حقم من ورنه در این خاکدان
صد کفن پوسانده بودم گر به جان می زیستم
مرگ بر من زندگانی راگواراکرده بود
دربهاران من به امید خزان می زیستم
گر نمی شد پرده چشم جهان بین بیخودی
من چسان در وحشت آباد جهان می زیستم
حاصلم از زندگی چون شمع اشک وآه بود
من درین محفل برای دیگران می زیستم
خنده می آمد مرا چون گل بر اوضاع جهان
با لب خندان اگر در گلستان می زیستم
بر سمندر آتش سوزان بود آب حیات
من به دوزخ در بهشت جاودان می زیستم
گر ز کاوش خانه خود می رسانیدم به آب
چون خضر من هم به عمر جاودان می زیستم
ماهی بی آب در خشکی چشان غلطد به خاک
دور ازان جان جهان صائب چنان می زیستم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل دربارهٔ مفهوم زندگی و وجود خود تأمل میکند. او بیان میکند که زندگی بیمحبت و توجه به خدایی که یاد او در دلش جاری است، برای او بیارزش است. او به زحمتهای خود و رنجهایی که متحمل شده اشاره میکند و از احساس تنهایی و بیمعنایی وجودش در دنیای بیرحم صحبت میکند. در نهایت، او خود را به موجودی تشبیه میکند که بدون عشق و اتصال به سرچشمه زندگی، مانند ماهیای در خشکی بیآب است.
هوش مصنوعی: اگر من بیغم و غصه، فقط با تأمین نیازهای اولیهام زندگی کنم، و محبت و عشق را نچشم، باید چنین زندگیای را کفر بدانم، حتی اگر فقط برای یک لحظه باشد.
هوش مصنوعی: زندگی من تنها به خاطر یاد خداست، وگرنه در این دنیا که پر از درد و رنج است، سالها پیش از بین رفته بودم اگر فقط به خاطر جانم زندگی میکردم.
هوش مصنوعی: مرگ زندگی را برای من تلخ کرده بود و من در فصل بهار با امید به فرا رسیدن پاییز زندگی میکردم.
هوش مصنوعی: اگر پردهای بر روی چشم جهانبین من نبود، چطور میتوانستم در این دنیای وحشتزا زندگی کنم؟
هوش مصنوعی: زندگی من همچون شمعی بود که با اشک و آه میسوزد و من در این جمع فقط برای دیگران زندگی میکردم.
هوش مصنوعی: من وقتی که در گلزار زندگی میکردم، با لبخند مانند گل به اوضاع جهان مینگریستم و از زندگی لذت میبردم.
هوش مصنوعی: آتش سوزان بر سمندر سایه افکنده و این در حالی است که آب حیات من باعث میشود تا در جهنم زندگی کنم، در حالی که در بهشت جاودان اقامت دارم.
هوش مصنوعی: اگر از جستوجوی درون خانهام به آب دست مییافتم، مانند خضر، من هم تا ابد زندگی میکردم.
هوش مصنوعی: انسانی که در شرایط نامساعد و دور از محیطی که به آن تعلق دارد، مانند ماهی بیآب در خشکی، همانطور که به سختی و درد کشیده میشود، من نیز از زندگی دور از فضایی که به آن وابستهام رنج میبرم و در این وضعیت احساس بیپناهی و ناامیدی میکنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.