چند روزی بر در صبر و تحمل می زنم
دست امیدی به دامان توکل می زنم
چند پاداش تنزل سرگرانی واکشم
بعد ازین من هم تغافل بر تغافل می زنم
در خور پروانه من نیست سوز هر چراغ
خویش را بر شعله آواز بلبل می زنم
چون ندارم دسترس بر طره طرار او
درگلستان شانه ای برزلف سنبل می زنم
سوختم از غصه صائب، بعد از ین چون بیغمان
می کشم جام شراب و خنده بر گل می زنم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از صبر و تحمل در برابر مشکلات زندگی سخن میگوید و امیدوار است که به توکل دست یازد. او به عواقب بیتوجهی اشاره میکند و تصمیم میگیرد با بیتفاوتی بر وضعیتش غلبه کند. شاعر خود را در حالتی از ناکامی میبیند و به شباهت پروانهاش با شعله چراغ اشاره میکند. در نهایت، او از شدت غصه سوخته است و به دنبال شادی است، بنابراین به نوشیدن شراب و خندیدن بر گلها میپردازد.
هوش مصنوعی: مدتی است که با صبر و استقامت در انتظار نشستهام و به امید و اعتماد به خداوند دست نیازم را به سوی او دراز کردهام.
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که سرگرم لذتها هستم و از دستاوردهایم خوشحال نیستم. اکنون تصمیم دارم که بیاعتنایی را بر بیاعتنایی خود اضافه کنم و به وضعیت کنونی ادامه دهم.
هوش مصنوعی: من به اندازهای که پروانهها به نور چراغها حسادت میکنند، نمیتوانم خودم را بسوزانم. آوای بلبل را تماشا میکنم و به زیبایی آن گوش میدهم.
هوش مصنوعی: چون به محبوبم دسترسی ندارم و نمیتوانم با موهای زیبا و عجیبش بازی کنم، پس به گلهای خوشبوی سنبل که در باغ هستند، رسیدگی میکنم.
هوش مصنوعی: از غصه و اندوه سوختم، اما حالا بدون نگرانی شراب مینوشم و به گل لبخند میزنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
همتی یاران که جوشی از ته دل می زنم
می شوم طوفان، به قلب عالم گل می زنم
موج بیتابم عنانداری نمی آید زمن
بی تأمل سینه بر دریای هایل می زنم
نیست از شوق رهایی بیقراریهای من
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.