مژه مانع نشود اشک سبک جولان را
دامن بحر به فرمان نبود مرجان را
سرکشی لازم حسن است در ایام وصال
کعبه در موسم حج جمع کند دامان را
رخنه برق، هم از ابر به هم می آید
گریه هموار کند زخم لب خندان را
چین به پیشانی چون آینه خویش مزن
تنگ بر طوطی خوش حرف مکن میدان را
آنچه بر روی من از سکه سیلی رفته است
به زر قلب، بدل چون نکنم اخوان را؟
میزبانی که بدآموز تکلف باشد
می کند زود گران بر دل خود مهمان را
حکمت خشک اگر راهنما می گردید
غوطه در بحر نمی داد فلک یونان را
می کشد بیش ستم هر که به ایمان علم است
که به سبابه رسد زخم فزون دندان را
طشتش از بام محال است نیفتد صائب
هر که بر خاک چو خورشید کشد دامان را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی مسائل عشق و زیبایی میپردازد. او تاکید میکند که زیبایی و عشق باید آزادانه و با شور و شوق بروز کند و موانع نباید باعث توقف آن شوند. همچنین از لزوم حسن عمل و اصالت در روابط انسانی میگوید و به این نکته اشاره میکند که حکمت خشک نمیتواند راهنمایی به دل دهد. در نهایت، شاعر به مشکلاتی که ممکن است از علم و ایمان ناشی شود، اشاره کرده و بر اهمیت سختکوشی و حقیقت در زندگی تاکید میورزد.
هوش مصنوعی: اشک نباید بگذارد که احساسات و زندگی ما به آرامی جاری شوند. مانند دریایی که به هر حال نمیتواند به قدرت مرجانها و زیباییهایش فرمان دهد. زندگی و احساسات ما تحت تأثیر موانع قرار نمیگیرند و باید آزادانه جاری شوند.
هوش مصنوعی: در زمان وصال و نزدیکی، تقوا و سرکشی خوب است، مانند جمعآوری دامن در موسم حج.
هوش مصنوعی: برق آسمانی از میان ابرها پدیدار میشود و با اشکهایی که میریزد، زخم لبهای خندان را تسکین میدهد.
هوش مصنوعی: نمیتوانی به زیبایی و ظرافت صورت خود ببالید و فخر کنی، چرا که حرفهای زیبا و دلنشین را باید با محبت و دوستی بیان کرد و نباید به میدان خودنمایی بپردازی.
هوش مصنوعی: هرچه بر چهرهام از سختیها و مشکلات گذشته، بر دل مهربانم به طلا تبدیل شده است، چگونه میتوانم برادرانم را فراموش کنم؟
هوش مصنوعی: میزبانی که در رفتار خود تظاهر و ریا داشته باشد، به زودی مهمان خود را سخت و سنگین بر دل خود احساس خواهد کرد.
هوش مصنوعی: اگر حکمت فقط به صورت خشک و بیروح وجود میداشت، آنگاه فلک یونان نمیتوانست آنچنان در عمق معرفت و دانش غوطهور شود.
هوش مصنوعی: کسی که به ایمان و دانش خود آگاه است، بیشتر از دیگران مورد ظلم و ستم قرار میگیرد؛ زیرا او میتواند با زخم دندانش، آسیب بیشتری به خود بزند.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند از سرنوشت خود فرار کند و اگر کسی مانند خورشید درخشان باشد و شخصیتش را حفظ کند، به سختی میتواند دچار افت یا شکست شود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
چه کند بنده که گردن ننهد فرمان را
چه کند گوی که عاجز نشود چوگان را
سروبالایِ کمانابرو اگر تیر زند
عاشق آنست که بر دیده نهد پیکان را
دست من گیر که بیچارگی از حد بگذشت
[...]
می بیارید و به می تازه کنید ایمان را
غم جنّات و جهنم نبود رندان را
ترک خود گیر که با خود به مکانی نرسی
که در آن کوی مجالی نبود رضوان را
عاقلان را به مقامات مجانین ره نیست
[...]
در دل عاشق اگر قدر بود جانان را
نظر آنست که در چشم نیارد جان را
تو اگر عاشقی ای دل نظر از جان برگیر
خود به جان تو نباشد طمعی جانان را
دعوی عشق نشاید که کند آن بدعهد
[...]
رونق عهد شباب است دگر بُستان را
میرسد مژدهٔ گل بلبل خوشالحان را
ای صبا گر به جوانان چمن باز رَسی
خدمت ما برسان سرو و گل و ریحان را
گر چنین جلوه کند مغبچهٔ بادهفروش
[...]
وقت آن شد که می ناب دهی مستان را
خاصه من بیدل شوریده سرگردان را
قدحی چند روان کن، که جگرها تشنه است
تا ز خود دور کنم این سر و این سامان را
شیشه خالی و حریفان همه مخمورانند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.