از حجاب عشق محروم از گل روی توییم
ورنه ما صد پیرهن محرمتر از بوی توییم
گر به ظاهر چون نگاه از چشم دور افتادهایم
هرکجا باشیم در محراب ابروی توییم
گرچه در چون غنچه بر روی دو عالم بستهایم
چشم بر راه نسیم آشناروی توییم
ما ز چشم پاک چون آیینه بر بزم حضور
بر سر دست تو و بر روی زانوی توییم
نیست ما را در وفاداری به مردم نسبتی
دیگران آبند و ما ریگ ته جوی توییم
سنگ را هرچند با گوهر نمیسنجد کسی
قدر ما این بس که گاهی در ترازوی توییم
کیست تا چون سایه ما را جز تو برگیرد ز خاک
بر زمین افتاده بالای دلجوی توییم
سرکشان عشق را در کاسهٔ سر خاک کن
ورنه ما پیوسته زیر تیغ ابروی توییم
ما که چون شبنم ز گل بالین و بستر داشتیم
این زمان از غنچه خسبان سر کوی توییم
ما که صائب ره به حرف آشنایان بستهایم
گوش بر آواز حرف آشنا روی توییم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و محرومیت خود از معشوق میگوید و به زیبایی و جذبهی محبوس در چهرهی محبوب اشاره میکند. او بیان میکند که حتی اگر از نظر ظاهری دور افتاده باشند، در حقیقت، همیشه در جوار و تحت تاثیر محبوباند. شاعر خود را به عنوان آب و خاک در خدمت و وفاداری به معشوق معرفی میکند و به مقام والای محبت اشاره دارد. احساساتش شبیه به شبنم است و در انتظار نسیم آشنایی از سمت محبوب قرار دارد. همچنین، او به دشواری عاشقان و تأثیر عمیق محبت اشاره کرده و نشان میدهد که چه اندازه وابستگی و دلبستگی به محبوب وجود دارد.
هوش مصنوعی: عشق تو ما را از حجاب و پوشش دور کرده است. اگرچه ما خود را از نظر ظاهری آماده و محرم به تو میدانیم، اما در واقع حس میکنیم که هنوز از زیبایی و خوشبویی تو دور هستیم.
هوش مصنوعی: اگر چه به ظاهر از هم دور افتادهایم، در دل و جان هر کجا که باشیم، در کانون عشق و محبت تو هستیم.
هوش مصنوعی: هرچند که مانند یک غنچه در دو جهان بستهایم، اما همچنان منتظر نسیم آشنای تو هستیم.
هوش مصنوعی: ما مانند آینهای شفاف و پاک که از چشمانمان نور میتابد، در محضر تو حاضر هستیم و بر دستان تو و زانوی تو تکیه کردهایم.
هوش مصنوعی: ما در وفاداری به مردم هیچ نسبتی با دیگران نداریم و مثل سنگهای ته جوی هستیم که بیانصافی و بیوفایی را تحمل نمیکنند.
هوش مصنوعی: هرچند که سنگ را نمیتوان با جواهرات اندازهگیری کرد، ارزش واقعی ما این است که گاهی در نظر تو مورد سنجش قرار میگیریم.
هوش مصنوعی: کیست که مانند سایه ما را از زمین بردارد؟ جز تو هیچکس نیست که بر دل ما سایه افکند.
هوش مصنوعی: عاشقانی که طغیان میکنند را در دل خود دفن کن، وگرنه ما همیشه در معرض خطر و آسیب از زیباییهای تو هستیم.
هوش مصنوعی: ما زمانی زندگی راحت و خوشی داشتیم، مثل شبنم که بر گلها نشسته است، اما اکنون در غم و اندوه، در سرپناه تو به خواب رفتهایم.
هوش مصنوعی: ما که راه ارتباطمان با سخنان آشنایان و کسانی که به ما نزدیک هستند، مسدود شده است، اکنون به صدای تو که برای ما آشناست، گوش میدهیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.