به رغبت نقد جان به یار سیمبر دادم
ازین سودا پشیمان نیستم چون زر به زر دادم
نشد شایسته رخسار پاکش گرچه چندین ره
به خورشید درخشان شستشوی چشم تر دادم
ز خجلت برنیارم سر چون شاخ بی ثمر گرچه
ز هر کس سنگ خوردم در تلافی من ثمر دادم
ز طوفان می کند رقص روانی بادبان من
عنان کشتی خود تا به دریای خطر دادم
اگر چون نیشکر سنگین دلان در هم شکستندم
نگفتم حرف تلخی در تلافی من شکر دادم
نوا پرداز شد مرغ سحر از هایهوی من
به نی من در میان ناله پردازان کمر دادم
عنانداری نمی آمد ز من سیل بهاران را
دل دیوانه را در کوچه و بازار سر دادم
به خون چون تیشه شیرین کردن چرخ آخر دهانم را
چه حاصل زین که من چون کوهکن داد هنر دادم
ز هر نیشی مرا سر چشمه نوشی است در طالع
نه از عجزست گر من تن به زخم نیشتر دادم
فرو رفتم چنان در خویشتن از خرده بینی ها
که از راز شرر در سینه خارا خبر دادم
دهن وا کرد چون سوفار در خون خوردنم صائب
به هر کس چون خدنگ آهنین دل بال و پر دادم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل با حسرت و عشق به یاری سیمبر، جان خود را برای او فدا میکند و از این فداکاری پشیمان نیست. او با تصاویری از زیبایی و تلاش، نشان میدهد که تلاشهایش برای رسیدن به محبوب نتیجهای نداشته و خود را در میان مشکلات و دردها توجیه میکند. با وجود دشواریها و شکستها، شاعر همواره به زیبایی و محبت اشاره دارد و از نیشهای زندگی به تلخی یاد نمیکند، بلکه در مقابل، تلاش میکند تا به شکر و هنر بپردازد. او به عمق وجود خود بازمیگردد و از زخمها و جراحتها میگوید و با تصویرسازیهای قوی، احساسات پیچیدهاش را به تصویر میکشد. در نهایت، او به وصف حال خود در مواجهه با سختیها و عواطف شدیدش میپردازد و به این نتیجه میرسد که صدای او نیز میتواند همچون نغمهای باشد که از دل تاریکیها برمیخیزد.
هوش مصنوعی: من با کمال میل و رغبت زندگیام را به محبوبی با زیبایی خاص تقدیم کردم و از این انتخاب پشیمان نیستم، چرا که همچون طلا، ارزش خود را به طلا دادهام.
هوش مصنوعی: به رغم تلاشم برای شستشوی چشمانم به زیبایی و درخشندگی چهره معصومش، نتوانستم به شایستگی آن را ببینم.
هوش مصنوعی: به خاطر شرم و خجالت نمیتوانم سرم را بالا ببرم، مانند شاخی که میوهای ندارد. هرچند از هر کس آسیبی دیدم، در عوض من ثمرهای خوب به دست آوردم.
هوش مصنوعی: بادبان من در میان طوفان به رقص درآمده و هدایت کشتیام را در دست گرفته است؛ من آن را به سوی دریای پرخطر هدایت کردهام.
هوش مصنوعی: اگر به من سختی و آسیب رساندهاند، من در پاسخ به آنها چیزی بد نگفتم، بلکه با روحی شاد و دل شیرین به آنها پاسخ دادم.
هوش مصنوعی: مرغ سحر به صدای من شروع به نواختن کرد و من، در میان کسانی که ناله میزنند، خود را آماده کردم تا به آواز بپردازم.
هوش مصنوعی: هیچ مقاومتی از جانب من وجود نداشت، بنابراین بهاری که در دل دیوانهام بود را در کوچه و بازار فریاد میزدم.
هوش مصنوعی: به دلیل تلاش بسیار و زحمتهای فراوانم، در نهایت چیزی جز نتیجهای تلخ به دست نیاوردم. من مانند سنگتراش که با تلاش و مهارت خود حجاری میکند، هنری را که باید به دیگران تقدیم میکردم، به ثبت رساندم، اما در این مسیر، خیلی از چیزها برایم بیمعنی شدهاند.
هوش مصنوعی: هر زمانی که درد و رنجی به من میرسد، از آن نشانهای از بهروزی و خوشبختی برایم وجود دارد. این نشاندهنده این نیست که من از ناتوانی و کمبود انتخاب به این دردها دامن زدم، بلکه نشاندهنده نیروی من در مواجهه با چالشهاست.
هوش مصنوعی: به شدت در درون خود فرورفتهام و به مسائل کوچک و جزئی توجه کردهام تا جایی که توانستم از شعله و راز درون سنگ سخت باخبر شوم.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به بیان حال خود میپردازد و میگوید که وقتی حرف میزند، مانند سوفار (ساز موسیقی) به شدت و با شور و شوق صحبت میکند. او در دل خود احساساتی عمیق دارد و به دیگران نیز قدرت و انرژی میدهد، همانگونه که تیر آهنین میتواند به هدفی برسد. این بیت نشاندهندهی غنای احساسات و تاثیرگذاری کلام شاعر است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.