صلح در پرده بود یار به جنگ آمده را
مده از دست، گریبان به چنگ آمده را
آشنایی ز نگاهش چه توقع دارید؟
نور اسلام نباشد ز فرنگ آمده را
ماجرای دل و آن غمزه بدمست مپرس
می چکد خون ز سخن، شیشه به سنگ آمده را
نیست جز بی خودی و بی خبری درمانی
از شب و روز و مه و سال به تنگ آمده را
کوشش افکنده ترا دور ز منزل، ورنه
راه نزدیک بود پای به سنگ آمده را
در سفر ریگ روان راحت منزل دارد
ماندگی کم بود از راه درنگ آمده را
می کند کلفت یک خانه به شهری تأثیر
شهر زندان بود از خانه به تنگ آمده را
با قد همچو کمان، تنگ به بر چون گیرم؟
صائب آن قامت چون تیر خدنگ آمده را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به مضامین عاشقانه و پیچیدگیهای عشق اشاره میکند. او از یاری یاد میکند که در صلح ظاهر شده اما در جنگ به سر میبرد و از ناامیدی و غم و اندوه در دل سخن میگوید. شاعر به میپرسی از عاطفه و زیباییهای عشق میپردازد و نشان میدهد که چگونه این احساسات در فضای مدرن حالتی تنگ و در عین حال عمیق دارند. همچنین به تضاد میان آرامش و آشفتهحالی در عشق اشاره میکند و در نهایت به وصف زیباییهای معشوق و تاثیراتش در زندگی افراد ساکن در شهری که به زندان تبدیل شده، میپردازد.
هوش مصنوعی: صلح در حالتی پنهان است، اما دوست به مبارزه آمده است. او را از دست ندهید و به خودتان بچسبید.
هوش مصنوعی: از نگاه او چه انتظاری دارید؟ آیا میتوان از کسی که با فرهنگ غرب آمده، نور و روشنایی اسلام را انتظار داشت؟
هوش مصنوعی: داستان دل و آن ناز و غمزه را از من نپرس، زیرا از چشمانم اشک میریزد و کلامم چنان دردناک است که مانند شیشهای شکسته به سنگ خورده است.
هوش مصنوعی: در زندگی تنها راه حل، رهایی از خود و ندانستن است و کسی که از شب و روز و ماه و سال خسته شده، هیچ درمانی ندارد.
هوش مصنوعی: سعی و تلاش باعث شده است که تو از مسیر اصلی خود دور شوی، در حالی که در واقع مسیر خیلی نزدیکتر بود. تو به خاطر بیتوجهی و نادانی به مشکل برخورد کردهای.
هوش مصنوعی: در سفر به بیابان، کسی که به راه خود ادامه میدهد، آسایش بیشتری دارد و کمتر درنگ میکند. کسانی که توقف میکنند، به سختی در برابر سفر پیش میروند.
هوش مصنوعی: یک کلفت در یک خانه تأثیر زیادی از زندگی شهری میگیرد، همانطور که کسی که به زندان افتاده از فضای خانهاش احساس تنگی و محدودیت میکند.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم با دختر زیبایی که قدش همچو کمان است، بهخوبی و صمیمیت رفتار کنم؟ او با قامتی همانند تیرهایی که از کمان رها میشوند، در برابر من ایستاده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.