از فکر خلق عشق خدا کرد فارغم
این درد از هزار دوا کرد فارغم
هر چند سوخت تخم مرا عشق، خوشدلم
کز خار نشو و نما کرد فارغم
قد تو از قیامت نقدی که جلوه داد
از انتظار روز جزا کرد فارغم
شادم به غنچه دل مشکل گشای خویش
کز منت نسیم صبا کرد فارغم
چون مغز بی حجاب برون آمدم ز پوست
عشق یگانه از دو سرا کرد فارغم
حیرانیی که شد ز محبت مرا نصیب
از امتیاز درد و دوا کرد فارغم
صحرا به من ز راهنما تنگ گشته بود
آوارگی ز راهنما کرد فارغم
شکر خدا که دیدن آن لعل آبدار
ازناز خشک آب بقا کرد فارغم
مشرب درین جهان ندهد گر نتیجه ای
این بس که از عصا و ردا کرد فارغم
دریافتم حقیقت دنیای پوچ را
دل زین سراب آب نما کرد فارغم
صائب ربود جاذبه دل مرا ز خلق
زین همرهان آبله پا کرد فارغم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر از رهایی از دغدغههای دنیا و عشق به خدا سخن میگوید و این عشق را یک درمان از دردهای متعدد میداند. او عشق را بهعنوان یک شگفتی و زیبایی میبیند که او را از مشکلات رها کرده و از تعلقات دنیوی آزاد میسازد. با اشاره به جمال محبوب و روحانی، او اذعان میکند که به حقیقتی عمیقتر از دنیا پی برده و فهمیده است که وجود در این عالم در نهایت پوچ است. او در نهایت به آرامش و رضایت در قلبِ خود از این شناخت میرسد و قدردانی خود را از دیدن زیباییهای عشق ابراز میکند.
هوش مصنوعی: با توجه به احساس عشق به خدا، همه خدا را نادیده میگیرم و این درد را با وجود هزار درمان به راحتی تحمل میکنم.
هوش مصنوعی: هرچند عشق باعث رنج و آتشسوزی روح من شده، اما خوشحالم که از چالشها و سختیها توانستم به رشد و شکوفایی برسم.
هوش مصنوعی: قد تو همچون روز قیامت است و جلوهای که به نمایش میگذارد، نشاندهندهی امید و انتظار به روز جزا است؛ بنابراین من از این حقیقت رنجش را کنار میگذارم.
هوش مصنوعی: دل من شاد است به خاطر شکوفهای که مشکلگشای من است، زیرا نسیم صبا مرا از غم و نگرانی رها کرده است.
هوش مصنوعی: وقتی که از قید و بندهای ظاهری آزاد شدم و به حقیقت عشق دستیافتم، از تمامی دوگانگیها و فصلها رهایی یافتم.
هوش مصنوعی: عشقی که باعث سردرگمی و بلاتکلیفی من شده، از آن بهرهای جز درد و درمان به من نرسیده است و من از این وضعیت آزاد شدهام.
هوش مصنوعی: در بیابان، راهنمایی به من نمیرسید و به خاطر آوارگی، احساس آزادی کردم.
هوش مصنوعی: خوشحالم که توانستم آن گوهر درخشان را ببینم، که زیباییاش باعث شد تا حیات و زندگی دوبارهای برای من ایجاد شود.
هوش مصنوعی: در این دنیا هیچ چیزی به جز نتایج اعمال ما به ما نخواهد داد. این کافی است که من از دلخوشیهای زودگذر و تجملات دنیوی رها شوم.
هوش مصنوعی: به واقعیت بیارزشی دنیای فانی پی بردم؛ قلب من به خاطر این تجلی دروغین از آب، رنجش را کنار گذاشت.
هوش مصنوعی: دل من به عشق و جذبهای از سوی دیگران اسیر شده است و به خاطر همراهی با این دوستانی که دچار نواقصی هستند، دلم میخواهد از این وضعیت رها شوم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.