دل را جلا به دیده نمناک می کنم
آیینه را به دامن تر پاک می کنم
دور نشاط نقطه به پرگار بسته است
سر را به کار حلقه فتراک می کنم
پاس صفای آیینه می دارم از غبار
جان را اگر ز تیغ تو امساک می کنم
بر هر زمین که می رسم، از پیچ و تاب خویش
دامی ز شوق صید تو در خاک می کنم
غافل نیم به مستی ازان قبله دعا
دستی بلند چون شجر تاک می کنم
دارم به اشک بی اثر خود امیدها
با آن که تخم سوخته در خاک می کنم
در باغ بی تو هر قدح خون که می خورم
دست و دهن به دامن گل پاک می کنم
هر چند عاقبت ثمر می ندامت است
خونی به نقد در دل افلاک می کنم
برقی کز اوست سینه ابر بهار چاک
از سادگی نهفته به خاشاک می کنم
صائب ز ضعف تن نفسم می شود تمام
تا چون حباب پیرهنی چاک می کنم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احساسات عمیق و انباشت دلتنگی و عشق خود میپردازد. او با نمناک کردن چشمش، احساساتش را به وضوح نشان میدهد و از زیباییهای آئینه و نفوذ آن در دلش سخن میگوید. او به تصویر کشیدن شوق و آرزوهایش برای وصال معشوق میپردازد و با وجود مشکلات، در جستجوی عشق خود همواره تلاش میکند. شاعر با احساسی از ناپایداری و ضعف نیز دست به دامان امید میزند و گل و شکر را نماد پاکی و زیبایی میداند. در نهایت، در عین بروز استیصال و دردی که به آن دچار است، همچنان به زیباییهای عشق و قدرت آرزوها تأکید دارد.
هوش مصنوعی: با اشکهای چشمانم دل خود را شفاف و روشن میسازم، و آیینه را با دامن مرطوب خود تمیز میکنم.
هوش مصنوعی: نشاط و سرزندگی مانند دایرهای است که با پرگار محیطش مشخص شده است، من نیز با تلاشی هوشمندانه و هدفمند، این دایره را به وجود میآورم و به تقویت آن مشغولم.
هوش مصنوعی: من غبار جانم را از روی صفای آیینه حفظ میکنم، حتی اگر از تیغ تو خودداری کنم.
هوش مصنوعی: هر جا که میروم، از عشق و شوق تو دامی به زمین میچینم تا تو را شکار کنم.
هوش مصنوعی: من در حالتی از بیخبری و مستی هستم و در عین حال از درگاه الهی دعا میکنم، دستی بلند میکنم که مانند درخت انگور سر به فلک میساید.
هوش مصنوعی: دارم با اشکهای ناامیدم، امیدهایی را به وجود میآورم، حتی اگر احساس کنم که تمامی آرزوهایم در دل زمین خاموش شدهاند.
هوش مصنوعی: در باغ بدون تو هر بار که نوشیدنی مینوشم، دستان و دهانم را به دامن گل پاک و تمیز میکنم.
هوش مصنوعی: هرچند در نهایت ممکن است ثمرهای از کارهایم نصیبم نشود، اما با شجاعت و عزم راسخ، انرژی و توانم را در راه هدفم صرف میکنم.
هوش مصنوعی: برقی که ناشی از اوست، باعث میشود که سینه ابر بهار از سادگی و زیبایی خود شکافته شود و من این زیبایی را در دل خشکیهای زمین جاری میکنم.
هوش مصنوعی: به خاطر ضعف جسمی من، حالتی پیدا میکنم که مثل حبابی که زیر فشار ترک میخورد، به راحتی میشکنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دانی چهها ز دست و بیباک میکنم
تا خاک را بقاست به سر خاک میکنم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.