از آه دام موج به دریا فکنده ایم
از اشک تخم لاله به صحرا فکنده ایم
یک روز با حباب به کشتی نشسته ایم
همراه موج سلسله بر پا فکنده ایم
بر چهره ای که آب شود از نگاه گرم
غفلت نگر که طرح تماشا فکنده ایم
ما انتظار شور قیامت نمی کشیم
سنگی به شیشه خانه دلها فکنده ایم
کی به شود به مرهم زنگار آسمان؟
زخمی که ما به دل ز تمنا فکنده ایم
توفیق از رفاقت ما دست شسته است
امروز را،ز بس که به فردا فکنده ایم
رنگ شکسته کم ز زبان شکسته نیست
ما عرض حال خویش به سیما فکنده ایم
امروز ریشه گل بی خار گشته است
خاری که ما به چشم تماشا فکنده ایم
صائب به دولت دو جهانی رسیده است
ما چون همای سایه به هر جا فکنده ایم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساسات عمیق و غمانگیز خود میپردازد. او از دلشکستگی و دردهایی سخن میگوید که در زندگی تجربه کرده و با زبان تصویرسازی به تشریح آنها میپردازد. در این میان، رابطهای که بین او و دیگران وجود دارد را تحلیل میکند و به ناآرامیهای روحی خود اشاره میکند، بهخصوص در مورد انتظار و آرزوهایی که به امیدی بدل نشدهاند. شاعر همچنین به دشواریهای ارتباط با دیگران و تنهاییهای خود اشاره میکند و از زخمهایی که به دل خویش وارد کرده، میگوید. غزل در نهایت به تصویر زیبای دوستی و ارتباط انسانی در مقابل سختیهای زندگی میپردازد.
هوش مصنوعی: ما از عمق دل ناراحتیهای خود به دریا اندیشه و احساساتی را سپردهایم و همچنین اشکهای خود را مانند تخم لالهای به سرزمین عشق و زیبایی پراکنده کردهایم.
هوش مصنوعی: یک روز سوار بر حباب به کشتی نشسته بودیم و با موج دریا شور و شوق ایجاد کرده بودیم.
هوش مصنوعی: به چهرهای که از نگاه بیتوجهی دچار زوال میشود نگاه کن، چرا که ما طرحی از تماشا را به آن افکندیم.
هوش مصنوعی: ما منتظر وقوع یک معجزه یا تحولی بزرگ نیستیم، بلکه خودمان با عمل و تصمیمگیریهایمان، به زندگیمان شکل میدهیم.
هوش مصنوعی: که چه زمانی زخمهای دل ما به کمک مرهمی همچون آبی آسمان درمان خواهد شد؟ زخمهایی که به خاطر آرزوها و خواستهها در دل خود زخمی کردهایم.
هوش مصنوعی: امروز به خاطر تأخیر در انجام کارها و امید به فردا، فرصتها را از دست دادهایم.
هوش مصنوعی: رنگی که به خاطر شکستگی دارد، از کلامی که ناقص و شکسته است، کمتر نیست. ما احوال خود را از طریق چهرهامان نشان دادهایم.
هوش مصنوعی: امروز گلها بدون خار شدهاند و خشمی که ما به چشم خود دیدهایم، دیگر وجود ندارد.
هوش مصنوعی: صائب به اوج خوشبختی و موفقیت در زندگی رسیده است، اما ما مانند پرندهای که سایهاش بر زمین میافتد، در هر جا که برویم، فقط سایهای از خود به جا میگذاریم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ما در چمن بساط تمنا فکنده ایم
بر برگ لاله طرح تماشا فکنده ایم
چون آینه ز دیدن او چشم ما پر است
یوسف به طرح، پیش زلیخا فکنده ایم
از بهر صید کردن مرغابیان اشک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.