ما طالع جمعیت اسباب نداریم
روزی که هوا هست می ناب نداریم
روی دل ما در حرم کعبه بود فرش
در ظاهر اگر روی به محراب نداریم
فریاد که از گردش بیهوده درین بحر
جز خار و خسی چند چو گرداب نداریم
آه قدر انداز به فرمان دل ماست
در قبضه اگر تیغ سیه تاب نداریم
قانع به هواداری دریا چو حبابیم
ما حوصله گوهر سیراب نداریم
چون ماهی لب بسته درین بحر پر آشوب
اندیشه ز گیرایی قلاب نداریم
کفران بود از فتنه خوابیده شکایت
ما شکوه ای از بخت گرانخواب نداریم
آن بلبل مستیم درین باغچه صائب
کز شور محبت خبر از خواب نداریم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احساس ناامیدی و بیخبری از عشق و زیباییها میپردازد. او میگوید که در زندگی هیچ شوق و طالع خوشی ندارد و در دنیای ظاهری به زیباییهای باطنی نرسیده است. همچنین، از سرگردانی و بیثمری در زندگیاش گلایه میکند و به حالتی از تسلیم در برابر سرنوشت اشاره میکند. این ناامیدی به حدی است که حتی از شکایتی هم برخوردار نیست و در نهایت به شور و شوقی که در باغ عشق وجود دارد، اما از آن بیخبر است، اشاره میکند.
هوش مصنوعی: ما نتوانستهایم جمعیت و اجتماع داشته باشیم، زیرا روزی که اوضاع خوب است، ما نیز خوشی و میگساری نداریم.
هوش مصنوعی: دل ما در حرم کعبه آرامش دارد، حتی اگر در ظاهر به محراب نماز نگاه نکنیم.
هوش مصنوعی: ما در این دنیای پرپیچ و خم جز چند خار و علف بیارزش چیز دیگری نداریم و هر چه بیشتر در این همیشه گدازان میچرخیم، احساس نارضایتی و ناامیدی بیشتری میکنیم.
هوش مصنوعی: ای کاش قدر و ارزش خود را بشناسیم، زیرا در دستان ماست. اگرچه نمیتوانیم در برابر مشکلات سخت و تیره ایستادگی کنیم، اما باز هم باید تلاش کنیم.
هوش مصنوعی: ما مانند حبابهایی هستیم که فقط به پشتیبانی و محبت دریا راضی هستیم و توانایی و صبر دیدن و داشتن گوهر ارزشمند را نداریم.
هوش مصنوعی: شبیه به ماهی که در دریای پرهمهمه و پرآشوب سکوت کرده، ما هم به خاطر تأثیرات و مشکلات اطراف، توان و قدرتی برای جذب شدن به چیزهای جدید نداریم.
هوش مصنوعی: نابردباری و نارضایتی ما از مشکلات و مصیبتهای زندگی، بیهوده است و نباید از تقدیر و قسمت گلهمند باشیم، زیرا سرنوشت گاهی به خواب میرود و به ما اجازه نمیدهد که از آن شکایت کنیم.
هوش مصنوعی: ما در این باغچه شاد و سرمستیم و از شدت عشق، هیچ خبری از خواب و آرامش نداریم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یک چشم زدن فرقت می تاب نداریم
تا شیشه به بالین نبود خواب نداریم
تا بوسه چند از لب پیمانه نگیریم
چون شیشه خالی به جگر آب نداریم
در روز حریفان دگر باده گسارند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.