ز چشم ظالم او چون نیندیشند معصومان؟
که دارد غمزه ای گیرنده تر از خون مظلومان
نیفتد هیچ کافر بر زبان ناصحان یارب!
مرا کردند عاقل رفته رفته این نفس شومان
اگر در دامن محشر گنه این آبرو دارد
بسا خجلت که خواهد شد گریبانگیر معصومان
صفا می بارد از آب گهر آیینه دولت
مهل آید برون از پرده آب چشم مظلومان
به شکر این که محروم از وصال او نه ای صائب
بگو در وقت فرصت شمه ای از حال محرومان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به غم و اندوه معصومان به خاطر ظلم و بیتوجهی دیگران میپردازد. او از درد و رنج مظلومان صحبت میکند و بر این نکته تأکید دارد که معصومان در برابر ظلم در بیخبری هستند. همچنین، با اشاره به محشر و عواقب آن، هشدار میدهد که عزت و آبرو در آن روز ممکن است دچار خجلت شود. شاعر در نهایت به زیبایی و صفای عشق واقعی اشاره کرده و از فرصتها برای درک حال محرومان سخن میگوید.
هوش مصنوعی: چگونه معصومان میتوانند از چشم ظالم او غافل باشند؟ زیرا او نگاهی دارد که تأثیرش از خون مظلومان بیشتر است.
هوش مصنوعی: پروردگارا، اگر کسی کافر باشد، به زبان نصیحتکنندگان نیفتد! مرا به تدریج به انسانی عاقل تبدیل کردند، اما این نفس شوم، همچنان در درونم وجود دارد.
هوش مصنوعی: اگر در روز قیامت کسی بخواهد آبروی خود را حفظ کند، باید بداند که خجالت و رسوایی فراوانی ممکن است دامنگیر معصومین شود.
هوش مصنوعی: خوشی و آرامش از زیبایی و روشنی که در آب و جواهر وجود دارد سرازیر میشود. البته دولت و fortuna به آرامی و تدریجی در حال نمایان شدن است، مانند اشکهایی که از چشمان مظلومان بیرون میآید.
هوش مصنوعی: به خاطر این که از دیدار او محروم نیستی، صائب، در زمانی مناسب داستانی از حال کسانی که از این خوشبختی بیبهرهاند، بگو.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.