به خاموشی بدل شد نغمه های دلفریب من
به چشم سرمه دار آمد نوای عندلیب من
ز بس چین جبین بی نیازی کرده در کارش
صبا را دل گرفت از غنچه حسرت نصیب من
به شاخ ارغوان نبض من گر آشنا گردد
شود شاخ گل تبخاله انگشت طبیب من
نباشم چون ز همزانویی آیینه در آتش؟
که می آید برون از سنگ و از آهن رقیب من
چنان در عشق رسوایم که خال چهره لاله
به خون رشک می غلطد ز داغ سینه زیب من
ز چندین مصرع رنگین یکی صائب خوشم آید
به هر شاخ گلی سر درنیارد عندلیب من



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از اندوه و خاموشی نغمههای عاشقانهاش میگوید که به دلیل دلتنگی و حسرت به حالت سکوت و خاموشی درآمده است. او به زیباییهای عشقش اشاره میکند و از غم و داغ دلش میگوید که به اندازهای شدید است که خال چهرهی گل لاله تحت تأثیر آن به خون میغلطد. شاعر به رنجهای روحیاش و رسواییاش در عشق اعتراف میکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که تنها در میان زیباییهای اطرافش میتواند کمی از درد خود را تسکین دهد.
هوش مصنوعی: صدای دلنواز و زیبا من دیگر خاموش شده و جایی برای خود ندارد، مانند چشمی که با سرمه تزیین شده، آواز پرنده خوشخوانم هم دیگر به گوش نمیرسد.
هوش مصنوعی: به خاطر زیاد بودن چین و شکنهای پیشانی، فرشته الهی از غنچه حسرت من دلگیری دارد.
هوش مصنوعی: اگر نبض من با شاخ ارغوان آشنا شود، شاخ گل به درد من خواهد رسید و انگشت طبیب من خواهد شد.
هوش مصنوعی: آیا من نیز مانند آینهای که در آتش قرار دارد، وجود نخواهم داشت؟ آیا در نهایت رقیب من از دل سنگ و آهن بیرون نخواهد آمد؟
هوش مصنوعی: من به حدی در عشق شرمندهام که خال روی لاله از حسادت به سینهی زیبا و داغ من، به خون میافتد.
هوش مصنوعی: از میان تمام اشعار زیبا و رنگارنگ، شعر صائب به دلم مینشیند، چون بلبل من هرگز به هیچ شاخه گلی نمیپرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.