به رنگ سرو درین باغ زندگانی کن
بریز بار ز خود، ترک شادمانی کن
گرت هواست که در وصل آفتاب رسی
درین ریاض چو شبنم نظرچرانی کن
مگر به میوه بی خار بارور گردی
شکوفه وار به هر خار زرفشانی کن
حریف داغ عزیزان نمی شود جگرت
تلاش مرگ در ایام زندگانی کن
خمار باده به اندازه نشاط بود
به قدر حوصله درد شادمانی کن
ز خامشی دهن غنچه گلستان گردید
درین بساط سرانجام بی زبانی کن
چو جان ز جسم تو بی اختیار خواهد رفت
به اختیار چو پروانه جانفشانی کن
تو چون ز مصلحت خویش نیستی آگاه
ملایمت به بلاهای آسمانی کن
مده ز دست ترازوی عدل را صائب
به هر که با تو گرانی کند، گرانی کن



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان نکاتی دربارهٔ زندگی و لذتهای آن میپردازد. او از شخص میخواهد که با رنگ و حال خوش زندگی کند و از شادمانی دست نکشد. همچنین اشاره میکند که اگر میخواهد به وصال خوشیها برسد، باید به زیباییهای موجود در طبیعت توجه کند و در برابر مشکلات، صبر و شکیبایی ورزد. شاعر بر این نکته تاکید دارد که در زندگی، عشق و روابط عاطفی دچار درد و رنج هستند و انسان باید در زندگی، به آرامش و توازن دست یابد. در نهایت، به این حقیقت میپردازد که نباید از سختیها بترسد و باید با بردباری و ملایمت به مشکلات روی آورد.
هوش مصنوعی: به رنگ زیبای سرو در این باغ زندگی بپرداز و از خودت هر چه که هست را ببخش، شادی را فراموش کن و به استقبال زندگی برو.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به ارتباط و نزدیکی با نور و روشنایی برسی، مانند شبنم در باغی زیبا، با دقت و ظرافت به اطرافت نگاه کن.
هوش مصنوعی: تا وقتی که به میوهی بدون خار برسیدی، مانند شکوفهای درخشان، بر هر خار که بود، شکوفا و پربار شو.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که کسی که در عشق و محبت دچار مشکل میشود، نمیتواند از دردی که به دل عزیزان خود بریزد، شکایت کند. به آن اشاره میکند که باید در زندگی با تمام وجود تلاش کرد و از فرصتی که در اختیار داریم بهره ببریم، حتی اگر این تلاش منجر به خطر یا چالش شود.
هوش مصنوعی: مستی حاصل از شراب، به اندازهای است که نشاط را به وجود میآورد، پس با توجه به ظرفیت خود، برای شادی و خوشی تلاش کن.
هوش مصنوعی: از سکوت و خاموشی، لب غنچه برای گلستان باز شد. در این شرایط، نهایتاً به بیزبانی و بیکلامی اشاره کن.
هوش مصنوعی: وقتی که جانت از جسمت بیخبر و بدون اراده جدا میشود، مثل پروانه که عاشقانه جان میدهد، با اختیار و انتخاب خودت قربانی کن.
هوش مصنوعی: تو از وضعیت خود آگاه نیستی، پس به مشکلات و سختیهای زندگی با نرمی و ملایمت برخورد کن.
هوش مصنوعی: ترازوی عدالت را از دست نگذار. اگر کسی با تو بدی کند، تو هم به او پاسخ بده و برخودش سخت بگیر.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ساعتی ترک گران جانی کن
شوق را سلسله جنبانی کن
سبو بیار و پر از آب زندگانی کن
ز جام می طلب عمر جاودانی کن
نگفت جم به فریدون جزین که جور مکن
جهان ز تست دگر هرچه می توانی کن
نشاط طبع حکیمان علاج بیمارست
[...]
بهار می گذرد، سیر گلستانی کن
به آشیان چه فرو رفته ای، فغانی کن
مباد خیره شود آرزوی خام طمع
به وقت خواب گل بوسه را نشانی کن!
ترا به خلق، تماشاییان شناخته اند
[...]
رسیده ایم به بزم تو، مهربانی کن
شکفته شو ز می، از چهره گلفشانی کن
به حرف خضر مکن اعتبار در ره عشق
سخن بپرس، ولی خود هر آنچه دانی کن
به آب و رنگ چو گل منت بهار مکش
[...]
ببر طمع ز زمین، خرقه آسمانی کن
چو مهر، نور به هر ذره میهمانی کن
به بخت تیره ام سرمه هر کجا چشمی است
بیا به دیده درایی و اصفهانی کن
هوای گنج محبت اگر به دل داری
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.