موقوف انقطاع بود اتصال من
از خود گسستن است کمند غزال من
چون ساز، گوشمال مرا ساز می کند
در ترک گوشمال بود گوشمال من
آبی که نیست در جگرم می کند سبیل
ریحان همیشه تازه بود در سفال من
در روز حشر شسته بود پاک، نامه ها
گر نم برون دهد عرق انفعال من
سرشته خیال من از خواب نگسلد
رحم است بر کسی که شود هم خیال من
بر گوهرم غبار یتیمی فزون شود
چندان که چرخ بیش دهد خاکمال من
از من فراغبال درین بوستان مجو
کز نقش، سبزه ته سنگ است بال من
با صد هزار عقده چو سروم گشاده روی
کلفت می رسد به کسی از ملال من
صائب چو مار سرزده پیچم به خویشتن
موری اگر به سهو شود پایمال من



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احساس انقطاع و دوری از خود میپردازد و کمند غزالی را که او را گرفتار کرده، تمثیل میکند. او از سازهایی میگوید که به نوعی روحش را مینوازند و به یادآوری خطاهایش میپردازند و همچنین به ناپاکی و غبار یتیمی بر گوهر وجودش اشاره میکند. در ادامه، شاعر lament میکند که در دنیای پر از عقدهها و مشکلات نمیتوان آرامشی یافت و خود را در میان انبوهی از احساسات و ناکامیها احساس میکند. نهایتاً با تشبیه خود به ماری که به درون خود میپیچد، به درگیریهای درونی و وزن سنگینی که بر دوشش است، اشاره میکند.
هوش مصنوعی: رابطهٔ من به حالتی وابسته است که باید از خودم فاصله بگیرم، چرا که این فاصله یک دام برای من است.
هوش مصنوعی: وقتی ساز میزنم، مانند گوشمالی است که به من میدهد، و در واقع خودت را از این گوشمالی بینصیب نگذار.
هوش مصنوعی: آبی که در وجودم نیست، باعث میشود سبیل ریحان همیشه در گلدان من تازه و زیبا به نظر برسد.
هوش مصنوعی: در روز قیامت، اگر نامهها به صورت پاک و روشن بیرون آورده شوند، من از عرق شرم و تاثیری که بر من گذاشته خواهد شد، مستأصل و نگران خواهم بود.
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده است که خیال و افکار من به خواب و آرامش گره خوردهاند و هیچ چیزی نمیتواند آن را به هم بزند. همچنین بر کسی که با من تخیل و افکار مشترکی دارد رافت و رحمت نازل میشود. به عبارت دیگر، کسی که در دنیای خیالم همراه من باشد، نشانهای از محبت و لطف را به همراه دارد.
هوش مصنوعی: من بر روی جواهر خود غبار یتیمی را حس میکنم، به طوری که زمانه به من بیشتر از این زخم میزند و بر درد من میافزاید.
هوش مصنوعی: از من انتظار خوشی و راحتی در این باغ نداشته باش، زیرا چمنزار به خاطر سنگ مشکلاتی که زیر آن است، نمیتواند پرواز من را ببیند.
هوش مصنوعی: با انبوهی از دلگیرىها و ناراحتیها، وقتی که خودم را باز میکنم و به دیگران مینمایم، هیچکس به درد و رنج من توجه نمیکند.
هوش مصنوعی: صائب میگوید که من مانند ماری هستم که به خود میپیچم. اگر مورچهای به طور ناخواسته بر روی من پا بگذارد، چه بسا که احساس ناراحتی کنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شد واقف از خیال من آن مه بحال من
نگذاشت فرق ضعف ز من تا خیال من
بستم خیال کام دگر زآن دهن ولی
کاری نکرد هیچ خیال محال من
گفتم سگ توام سبب اینست غالبا
[...]
مگذر ز راستی و ببین بر کمال من
از خاک، قد خمیده برآید نهال من
خوش معنی است ذات تو کز پاکی وجود
هرگز نبسته صورت آن در خیال من
از کثرت ظهور چو خورشید در جهان
[...]
آن شب که با خیال تو خوش بود حال من
من دانم و خدا که چه رفت از خیال من
احوال شبروان پریشاننورد را
زلف تو داند و دل آشفتهحال من
دل میبرد به غمزه و میپرورد به ناز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.