ما از صفای سینه بی کینه بر زمین
مالیده ایم چهره آیینه بر زمین
از راه خلق مطلب ما خار چیدن است
گر می کشیم خرقه پشمینه بر زمین
آن خودپرست اگر نه گرفتار خود شده است
از دست چون نمی نهد آیینه بر زمین؟
می گشتمش چو کعبه به اخلاص گردسر
می یافتم اگر دل بی کینه بر زمین
در وصف خط او نرسد پای کلک من
چون پای کودکان شب آدینه بر زمین
عالم فروز گردد اگر آه گرم من
دریا نهد چو تشنه لبان سینه بر زمین
صائب درین زمانه ز پیران زنده دل
یک تن نمانده جز می دیرینه بر زمین



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ارادت به صفای دل و دوری از کینه و حسد اشاره میکند و نشان میدهد که این صفا چگونه بر زندگی و روابط تاثیر میگذارد. او به سرگذشت خود و جستجوی محبت و اخلاص در دلها، مانند جستجوی کعبه، میپردازد و میگوید که اگر کسی گرفتار خودخواهی باشد، نمیتواند به آرامش برسد. در نهایت، شاعر به تنهایی و ناامیدی از زمانه اشاره میکند و میگوید که در میان این جمعیت، تنها کسانی که عشق و دوستی را در دل دارند، میتوانند زندگانی را معنا دهند.
هوش مصنوعی: ما با صفای دل و بدون کینه، چهرهی خود را بر زمین گذاشتهایم و آن را مانند آیینه صاف و درخشان کردهایم.
هوش مصنوعی: ما در تلاشیم تا از مشکلات و سختیهای زندگی درس بگیریم و به آنها توجه کنیم. اگر گاهی هم ناچاری به دوری از مادیات داشته باشیم و خود را از زرق و برق دنیوی جدا کنیم، تنها به خاطر این است که بر روی زمین بیفتیم و به معانی عمیقتری از زندگی دست یابیم.
هوش مصنوعی: این شخص خودخواه اگر دچار خودش نشده است، پس چرا نمیتواند آینه را بر زمین بگذارد و از خود فاصله بگیرد؟
هوش مصنوعی: من در جستجوی او همچون کعبه به دور خود میچرخیدم و اگر دلی بدون کینه بر روی زمین مییافتم، به او نزدیک میشدم.
هوش مصنوعی: خط او آنقدر زیبا و دلانگیز است که نوشتن من به پای آن نمیرسد، مانند کودکان که در شبهای جمعه روی زمین بازی میکنند.
هوش مصنوعی: اگر آه سوزان من به دریا برسد، جهان نورانی میشود، همچون تشنه لبانی که سینهشان را به زمین میزنند.
هوش مصنوعی: در این دوران، از میان کسانی که از تجربه و عمر زیاد برخوردارند، تنها یکی باقی نمانده که همچنان روحیهای شاداب و سرزنده داشته باشد و آن هم فقط بزرگترین نوشیدنی کهن است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بی جان بود قدح شب آدینه بر زمین
مالد ز تشنگی بط می سینه بر زمین
پاشید گل زشرم صفای تو در چمن
از برگ برگ خویش زد آیینه بر زمین
عشق از نخست داده مرا صاف بیخودی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.