رسید خانه زین عاقبت به کام از تو
هلال یکشبه اش شد مه تمام از تو
چه نسبت است به خورشید رنگ روی ترا؟
که ریگ بادیه گردید لعل فام از تو
ز نقش پای چه گلدسته ها به سر زده است
زمین ساده دل ای سرو خوش خرام از تو
ز من پیام خود ای شهسوار باز مگیر
که تازیانه شوق است هر پیام از تو
مرا ز تیغ تغافل بس است ایمایی
من آن نیم که توقع کنم سلام از تو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان عواطف و احساسات عاشقانه خود میپردازد. او از زیبایی و تأثیر معشوق بر زندگیاش سخن میگوید و به تبدیل شدن حوادث بیمقدار به چیزهایی ارزشمند و زیبا اشاره میکند. همچنین احساس میکند که پیامهای عاشقانهاش به معشوق بهجای جلب توجه، تنها بر تحریک شوق او میافزاید. در نهایت، شاعر از عواطف خود و گستاخی در انتظاری که از محبوبش دارد، سخن میگوید و به بیان انتظارهایش از او میپردازد.
هوش مصنوعی: به خانه رسیدیم و در نتیجه، شادی و خوشبختی ما از تو به وجود آمد، مثل ماه کامل که در شب اول هلال نمایان میشود.
هوش مصنوعی: چه نسبتی دارد زیبایی چهرهات با نور خورشید؟ که ریگهای بیابان از درخشش تو به رنگ لعل درآمدهاند.
هوش مصنوعی: زمین سادهدل با نقش پای تو، گلدستهها را به آسمان رسانده است. ای سرو زیبا و باوقار، از توست که این همه زیبایی و شکوه به زمین آمده.
هوش مصنوعی: ای سوار دلیر، لطفاً پیام من را از من نگیرید، زیرا هر پیامی که از تو میرسد، همچون تازیانهای است از شوق و عشق.
هوش مصنوعی: من دیگر از نادیدهگرفتن تو خسته شدهام و نمیتوانم همچنان منتظر سلامی از تو باشم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.