رسیده است به آفاق صیت دولت ما
تپیدن دل بی تاب ماست نوبت ما
کلاه گوشه اقبال ماست بی کلهی
گذشتگی ز دو عالم بود جنیبت ما
خزینه گهر ما معانی رنگین
بریدن از دو جهان است تیغ جرأت ما
ز نور جبهه ما می شود جگرها آب
ز داغ عشق بود آفتاب رایت ما
چو صبح، حق نفس بر جهانیان داریم
نمک به چشم جهان ریخت شور فکرت ما
هزار تیغ زبان را نمود جوهردار
دگر چه کار کند پیچ و تاب غیرت ما؟
چو نوبهار، بود از معانی رنگین
تمام روی زمین، زیر بار نعمت ما
دهن چو شیشه گشاییم بهر شادی خلق
وگرنه مهر خموشی است جام عشرت ما
زیادتی نکند هیچ لفظ بر معنی
ز راست خانگی خامه عدالت ما
ز مهر و ماه نداریم روشنایی چشم
ز نور فطرت ما روشن است خلوت ما
گرفته بود چمن را فسردگی صائب
شدند نغمه سرا، بلبلان ز غیرت ما


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عظمت و ویژگیهای خاص دولت و وجود خود سخن میگوید. او با اشاره به محبوبیت و شهرتش در جهان، به بیتابی دل و جذبهای که از عشق میگیرد، اشاره میکند. همچنین، شاعر از نوع خاصی از جرأت و خلاقیت در بیان معانی و مفاهیم سخن میگوید که زیبایی زندگی را تحت تأثیر قرار میدهد. با وصف نورانی و پر از احساس خود، او به نور فطرت و توانایی ایجاد شادی و ابتکار در زندگی بشر توجه دارد. در نهایت، مشاعر بلبلان در چمن به دلیل غیرت و تأثیر او بر زندگی دیگران زنده و بیدار میشود.
هوش مصنوعی: نام و آوازهٔ دولت ما به دور دستها رسیده است و دل بیتاب ما در انتظار نوبت و فرصت میتپد.
هوش مصنوعی: کلاه در اینجا نماد خوشبختی و اقبال ماست. بدون توجه به آنچه که از دو دنیای دیگر به ما رسیده، ما شخصیت و ویژگیهایی داریم که به ما اختصاص دارد.
هوش مصنوعی: گنجینهی گرانبهای ما پر از معانی رنگین است و جدا شدن از دو جهان، نتیجهی شجاعت و ارادهی قوی ماست.
هوش مصنوعی: از درخشش پیشانی ما، دلها نرم و لطیف میشود و عشق ما مانند آفتاب، گرما و روشنی را به ارمغان میآورد.
هوش مصنوعی: مثل صبح، ما حق نفس را بر مردم جهان داریم و شور و شوق تفکر ما بر دنیای خواب آلوده افکنده است.
هوش مصنوعی: اگر زبان هزاران تیغ هم داشته باشد، دیگر چه تاثیری دارد؟ وقتی که ما غیرت و هویتمان را به نمایش میگذاریم؟
هوش مصنوعی: مانند بهار که زمین را با رنگهای زیبا و معانی گوناگون میآراید، تمام زمین زیر سایه نعمتهای ما قرار دارد.
هوش مصنوعی: اگر دهان را همچون شیشه باز کنیم تا به شادی مردم بپردازیم، در غیر این صورت، لبهای ما مملو از سکوت است و جام خوشی ما پر نمیشود.
هوش مصنوعی: هیچ کلمهای نمیتواند بر معنی بیفزاید، زیرا قلم ما از عدالت و صداقت نشأت میگیرد.
هوش مصنوعی: چشمهای ما به خاطر محبت و زیباییهای طبیعی روشنایی ندارند، بلکه نور و آگاهی درون ماست که فضای خالیمان را روشن میکند.
هوش مصنوعی: چمن به خاطر افسردگیاش غمگین و ساکت شده بود، اما بلبلها از روی غیرت و احساس، شروع به سرودن آواز کردند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
هزار بار نمک ریخت بر جراحت ما
بشیوهای ملاحت، زهی ملاحت ما!
ز دست جور جهان دل خلاص گشت تمام
ز سعیها که غمش کرد در حمایت ما
هزار تیغ جفا از تو بر جگر خوردیم
[...]
هنوز شعلهفشانست آه حسرت ما
هنوز غرقه به خونست چشم عشرت ما
به دور حسن تو چندان مریض دارد عشق
که مرگ را نشود فرصت عیادت ما
چو دیگران نه به ظاهر بود عبادت ما
حضور قلب نمازست در شریعت ما
ازان ز دامن مقصود کوته افتاده است
که پیش خلق درازست دست حاجت ما
نکرده ایم چو شبنم بساطی از گل پهن
[...]
گذشته است ز گردون لوای رفعت ما
گرفته روی زمین، آفتاب شهرت ما
شکسته رنگی تن، کرده بر جهان روشن
که خاک زر شود از کیمیای صحبت ما
فلک فکنده سپر در مصاف نالهٔ من
[...]
ز منع می مده ای شیخ خرقه زحمت ما
که سرنوشت چنین شد ز بدو فطرت ما
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.