پشت پا زن بر دو عالم تا فلک پیما شوی
از سر دنیا و دین برخیز تا رعنا شوی
شد حباب از خودنمایی گوی چوگان فنا
سعی کن تا در محیط عشق ناپیدا شوی
طوطی از خاموشی آیینه می آید به حرف
مهر خاموشی به لب زن تا به دل گویا شوی
بینش ظاهر غبار دیده باطن بود
خاک زن در چشم ظاهر تا به جان بینا شوی
غور کن در بحر هستی تا گهر آری به کف
ورنه با دست تهی چون کف ازین دریا شوی
با هوسناکان به یک پیمانه نتوان می کشید
سعی کن صائب شهید تیغ استغنا شوی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به مخاطب توصیه میکند که برای رسیدن به مرتبهای بالاتر و رسیدن به عشق حقیقی از دنیای مادی فاصله بگیرد و به خودسازی و رشد درونی بپردازد. وی به زایش خودآگاهی و شناخت درونی تأکید میکند و میگوید که تنها با رهایی از ظواهر میتوان به عمق هستی دست یافت. شاعر به مخاطب یادآور میشود که برای به دست آوردن حقیقت باید از تعلقات دنیوی دست بکشید و با تلاش و کوشش به مقام استغنا و آگاهی برسد. در نهایت، ایشان تأکید میکند که همراهی با خواستههای دنیوی ممکن نیست و تنها با پاکی و خلوص نیت میتوان در این مسیر گام برداشت.
هوش مصنوعی: بر تمام مشکلات و موانع زندگی غلبه کن تا به اوج و بلندیهای آسمان برسی. باید از دنیای مادی و مسائل دینی خود سر بلند کنی تا زیبایی و طراوت را تجربه کنی.
هوش مصنوعی: حبابی که به خاطر زیبایی گوی چوگان به وجود آمده، نشاندهنده زوال و فنا است. سعی کن به گونهای زندگی کنی که در فضای عشق گم و ناپیدا شوی.
هوش مصنوعی: طوطی که از سکوت و آرامش آیینه به سخن میآید، با محبت و سکوتی بر لب زن، میخواهد تو را به گفتوگو و بیان احساسات در دل نزدیک کند.
هوش مصنوعی: در نگاه اول، ظواهر زندگی و دنیای مادی ممکن است ما را به اشتباه بیندازد و ما را از درک حقیقت باطن باز دارد. اما اگر بخواهیم حقیقت را ببینیم، باید از این ظواهر غبارآلود عبور کنیم و به باطن و عمق خود نگاهی عمیقتر بیندازیم. برای رسیدن به درک درونی و بینش واقعی، لازم است که آگاهیامان را از این سطح ظاهری فراتر ببریم و به شناختی عمیقتر و روشنتر دست یابیم.
هوش مصنوعی: در دنیای وجود دقت کن و تلاش کن تا چیزهای ارزشمندی به دست آوری، وگرنه با دستان خالی مانند افرادی که از دریا خالی هستند، در نهایت بیثمر خواهید ماند.
هوش مصنوعی: با آدمهای هوسباز نمیتوان به یک اندازه از لذتها بهرهمند شد؛ تلاش کن که از نظر روحی و معنوی به مرحلهای برسی که از خواستههای بیهوده و دنیاپرستی رهایی یابی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا کی ای دل در هوای اطلس و دیبا شوی
از تعلق دست اگر شویی ید بیضا شوی
همدم خورشید می خواهی که چون عیسی شوی
پشت پا زن در دو عالم تا فلک پیما شوی
آبرویت نیست بی ریزش اگر دارا شوی
بی دهش در چشم ها خشکی اگر دریا شوی
خاک بازی همچو طفلان از قصور همت است
کمتر از خاکی اگر بازی خور دنیا شوی
تا صفا از دل نداری چشم بی کیفیتی
[...]
انگلیسا در جهان بیچاره و رسوا شوی
ز آسیا آواره گردی وز اروپا، پا شوی
چشمپوشی با دل صد پاره از سودان و مصر
وز بویر و کاپ، دل برکنده و در وا شوی
باکلاه بام خورده با لباس مندرس
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.