در سر مرده دلان شور ندیده است کسی
نفس گرم ز کافور ندیده است کسی
سبزه شوره زمین نیست به جز موج سراب
حاصل از عالم پرشور ندیده است کسی
خاک زیر قدم نرم روان آسوده است
گرد از قافله مور ندیده است کسی
از عرق چهره گلرنگ تو بیهوشم ساخت
می ممزوج به این زور ندیده است کسی
هر که چون آب خورد باده، نگردد سرخوش
مستی از نرگس مخمور ندیده است کسی
کیست گیرد خبر از قافله گرمروان؟
که به جز آتشی از دور ندیده است کسی
شادی از پیر کهنسال نمی باید جست
خنده هرگز ز لب گور ندیده است کسی
نقشبندان خیالند نظربازانش
ورنه آن چهره مستور ندیده است کسی
شد ز خط چهره گلرنگ تو افروخته تر
ماه در ابر به این نور ندیده است کسی
سرو بالای ترا جوش بهارست مدام
برگریز از شجر طور ندیده است کسی
نیست این غمکده بی سیل حوادث صائب
زیر گردون دل معمور ندیده است کسی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تأمل در زندگی و غمهای انسانی میپردازد و به این نکته اشاره میکند که در عالم مردگان، هیچ شور و شوقی دیده نمیشود. او به زیباییهای زندگی و عشق اشاره میکند و میگوید که هیچکس مانند او از عطر و زیبایی معشوق بیخبر نمانده است. در تصویرسازیهایش، از طبیعت و زیباییهای آن مثالی میآورد و نشان میدهد که زندگی پر از درد و حوادث است. همچنین از دوری و جدایی سخن میگوید و به این باور اشاره میکند که در زندگی واقعی شادی و خنده از مردگان انتظار نمیرود، و همه چیز در سایه غم و رنج قرار دارد.
هوش مصنوعی: در دل آدمهای بیاحساس و سرد، هیچکس شور و شوقی را تجربه نکرده و هیچکس هم گرمای زندگی را که به مانند عطر کافور است، حس نکرده است.
هوش مصنوعی: زمین سبز و شاداب نیست، جز اثرات ناپایدار و فریبنده از آرزوها و رویاهایی که هیچکس هرگز تجربه نکرده است.
هوش مصنوعی: زمین زیر پا نرم و آرام است و هیچکس از وجود قافلهای از مورچهها خبر ندارد.
هوش مصنوعی: از عرق صورت تو که رنگ گل را دارد، به شدت مست و بیهوش شدم. هیچکس هرگز به این اندازه سرمست و مجذوب نشده است.
هوش مصنوعی: هر کس که مانند آب مشروب بنوشد، هرگز سرمست و شاداب نمیشود؛ چون کسی تاکنون از نرگس مستکننده، رنج و لذتی را تجربه نکرده است.
هوش مصنوعی: کیست که از قافلههای در حال حرکت خبر بگیرد؟ زیرا به جز شعلۀ دوری که دیده میشود، هیچ چیز دیگری مشاهده نشده است.
هوش مصنوعی: شادی را نباید از فرد کهنسالی انتظار داشت، چرا که کسی هرگز خندهای را از لب کسی که به گور نزدیک است ندیده است.
هوش مصنوعی: طرحهای خیالی معماران ذهن، ناظرانی هستند بر آن چهرهای که هیچکس هنوز نتوانسته است آن را دیده باشد.
هوش مصنوعی: چهره زیبا و رنگین تو باعث شده که ماه هم در مقایسه با آن، درخشانتر و تابانتر به نظر برسد، به طوری که هیچکس تا به حال چنین نوری را ندیده است.
هوش مصنوعی: همیشه درخت سرو بالای تو به مانند بهار در حال جوانهزنی است، اما هیچکس تاکنون میوهاش را نچیده است.
هوش مصنوعی: این مکان غمانگیز به خاطر حوادث زیاد همیشه تحت تأثیر قرار دارد و کسی تا به حال دل شاد و خالی از درد را در این دنیا تجربه نکرده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.