دلکوب نیست حادثه دنیاپرست را
ماهی ز حرص طعمه فرو خورد شست را
دنیا به اهل خویش ترحم نمی کند
آتش امان نمی دهد آتش پرست را
دست از جهان بشوی که اطفال حادثات
افشانده اند میوه این شاخ پست را
از هر ترنمی دلش از جای می رود
هر کس شنیده است ندای الست را
از بند گشت شورش مجنون زیادتر
زنجیر، تازیانه بود فیل مست را
صائب خموش باش که در مجلس شراب
داروی بیهشی است سخن می پرست را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دنیای فانی و نامهربانی آن اشاره میکند و میگوید که دنیا به اهل خود رحم نمیکند و سرنوشت را به طعمهای برای حرص و طمع تبدیل میکند. او تأکید میکند که از شوقهای دنیوی دوریکنید، زیرا نتایج حوادث تنها سرانجامی تلخ به همراه دارد. همچنین، شاعر به ناپایداری دلها و اثرات عمیق حوادث و نداهای الهی اشاره میکند و در پایان از شنیدن سخنان غمانگیز در مجالس مینالد، چرا که این سخنان همانند داروی بیهوشی است که بر عشق و شیدایی میافزاید.
هوش مصنوعی: دل انسان نخواهد توانست به خاطر حوادث دنیا آسوده باشد، چرا که مانند ماهی که به خاطر حرص و طمع در آب گرفتار میشود، انسان نیز گرفتار لذتها و خواستههای دنیوی میشود.
هوش مصنوعی: دنیا به کسانی که در آن زندگی میکنند رحم نمیکند و آتش، حتی به کسانی که آن را میپرستند، رحم نمیکند.
هوش مصنوعی: از دنیا کنارهگیری کن، زیرا نوزادان حوادث و اتفاقات، ثمره این شاخه ضعیف و بیارزش را به بار آوردهاند.
هوش مصنوعی: هر کسی که صدای «الست» را شنیده، از هر آهنگی دلش به شدت متأثر میشود و آرامش خود را از دست میدهد.
هوش مصنوعی: شور و هیجان مجنون از زنجیری که به او بسته شده بیشتر بود، زیرا تازیانهای که بر فیل مست زده میشود، نشان از قدرت و خشونت دارد.
هوش مصنوعی: سکوت کن، چون در مجلس شراب، کسانی که به مستی و بیخبری روی میآورند، نیازی به سخن گفتن ندارند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
یا رب، که داد آینه آن بت پرست را
کو دید حسن خویش و زما برد دست را
خون می خورد، به سینه درون می رود،بلاست
یارب، که راه می دهد آن ترک مست را
دیوانه بتان نکند رو به کعبه، زانک
[...]
سلطان همّتم، ز جهان شسته دست را
چون سیل، پشت پا زده ام خاک پست را
انصاف، کار محتسب روزگار نیست
یکسان کند معامله، هشیار و مست را
مشکل که پر کند ز تهی کاسگی حزین
[...]
ساقی پیاله بخش حریفان مست را
آور بطبع صوفی حیدر پرست را
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.