نماند دشت جنون را رمیده آهویی
که پیش وحشت من ته نکرد زانویی
چو قبله گمشدگان است دیده سرگردان
به محفلی که در او نیست طاق ابرویی
چو داغ لاله به هر جانبی که می نگرم
مرا احاطه نموده است آتشین رویی
چو شمع گریه مستانه را غنیمت دان
که هر نفس بود این آب تلخ در جویی
شود ز یک دل بیدار، عالمی بیدار
هزار خفته برآید ز خواب از هویی
ازان سپند درین بزم شد بلند آواز
که ساخت خرده جان صرف آتشین رویی
ازین چه سود که مویت سفید گردیده است؟
ترا چو نیست غم عاقبت سر مویی
حضور معنی بیگانه را غنیمت دان
درین زمانه که قحط است آشنارویی
مرا که ملک جهان در نظر نمی آمد
خراب ساخت تماشای طاق ابرویی
مراد مردم آزاده شستن دستی است
مرا بس است چو سرو از جهان لب جویی
نه من ز دل، نه دل از حال من خبر دارد
چو نافه ای که فتد از رمیده آهویی
شود چو فاخته صائب ز پاس دل آزاد
کسی که داد دل خود به سرو دلجویی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساسات عمیق خود از تنهایی و yearning میپردازد. او از دشت جنون و وحشتهای درونی خود صحبت میکند و احساس کلافگی میکند که به مانند گمشدگان دچار سرگردانی است. تصاویر زیبایی از داغهایی که در دلش وجود دارد و نگاه به روی معشوق، این درد و شوق را به تصویر میکشد. شاعر به اهمیت غنیمت شمردن لحظات کاربردی و معنوی در زندگی اشاره میکند و در نهایت، به ضرورت آزادگی در عشق و زندگی اشاره میکند. وی همچنین به ناامیدی از آینده و نداشتن خبری از دل خود تأکید میکند. احساساتی چون عشق، غم، و جستوجوی معنا در زندگی محورهای اصلی این شعر هستند.
هوش مصنوعی: در دشت دیوانگی، آهو دیگری باقی نماند که در برابر ترس من، زانو را به زمین نیاورد.
هوش مصنوعی: چشمهای حیران مانند کسی است که به راهی درست هدایت نمیشود و به جمعی میپیوندد که در آنجا نشانهای از زیبایی یا جاذبهای وجود ندارد.
هوش مصنوعی: هر جا که مینگرم، داغ لالهها به من یورش آورده و چهرهای آتشین مرا در بر گرفته است.
هوش مصنوعی: مانند شمع، زمانی که غمگین و اشکریز است، از آن لحظات بهره ببر زیرا هر نفس، مانند آبی تلخ در جوی است که به سرعت میگذرد.
هوش مصنوعی: اگر یک دل بیدار شود، جهانی بیدار خواهد شد و هزاران نفر که در خوابند از خوابشان بیدار خواهند شد.
هوش مصنوعی: در این مهمانی، صدای بلندی از آن آتش بهپا شده به گوش میرسید، که جانهای کوچک را به شکل آتشین به تصویر میکشید.
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد که موی تو سفید شده است؟ وقتی که تو از سرنوشت و عاقبت خود نگرانی نداری.
هوش مصنوعی: در این زمانه که آشنایان کم هستند و ارتباطات خشک و ضعیف شده، ارزش حضور افراد غیرآشنا را باید متوجه شد و از آن بهرهبرداری کرد.
هوش مصنوعی: من که هیچ چیزی از دنیای بزرگ را در نظر نداشتهام، با دیدن طاق ابروی تو به شدت تحت تاثیر قرار گرفتم و دلم را لرزاندی.
هوش مصنوعی: خواسته و آرزوی انسانهای آزاد، پاک کردن دستان خود از آلودگیها و ناپاکیهاست. برای من همین کافی است که مانند درخت سرو، از دنیا دور بمانم و سرسبز و پاک باقی بمانم.
هوش مصنوعی: دل من از حال من خبر ندارد، همانطور که گل نازکی که از شلاق باد گریزانی میافتد، از وضعیت اطرافش آگاه نیست.
هوش مصنوعی: زمانی که کسی دلش را به محبت و دلجویی میسپرد، میتواند همچون فاختهای آزاد و خوشحال شود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دوات بودی عمری به پیش هر قلمی
به گاه شاهدی و کودکی و نیکوئی
شدی بزرگ به کار قلم شدی مشغول
سرت برند یکی کودک از هنرجوئی
دوات نیستی اکنون قلم شدی زیراک
[...]
چه جرم رفت که با ما سخن نمیگویی
جنایت از طرف ماست یا تو بدخویی
تو از نبات گرو بردهای به شیرینی
به اتفاق ولیکن نبات خودرویی
هزار جان به ارادت تو را همیجویند
[...]
خوش است عالم آزادگی و خوش خویی
بدین مقام درآ گر بهشت می جویی
اگر تو آینه ی روی دوست دریابی
به روی آینه بنگر که چون نکورویی
کدام جامِ جم آنجا که سینه ی صافی ست
[...]
کرشمه کردن تو وقت نار و بدخویی
سزد که نو کند اکنون لباس دلجویی
چه آبروست که حسن از رخ تو می بارد
به وقت صبح که روی چو ماه می شویی
جز از تو روی کسی را نکو نمی بینم
[...]
تو شمع مجلس انسی و از صفا همه رویی
سر از برای چه تابی ز ما نهان به چه رویی؟
هزار دیده چو پروانه بر جمال تو عاشق
غلام دولت آنم که شمع مجلس اویی
منم ز شوق ز دیوانه تا تو سلسله زلفی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.