رویی به طراوت قمر داری
چشمی ز ستاره شوختر داری
در مصر وجود، ماه کنعان را
از حسن غریب دربدر داری
شمشیر تو جوهر دگر دارد
از پیچ و خمی که بر کمر داری
زان چهره که بوی خون ازو آید
پیداست که ریشه در جگر داری
چون گل که ز برگ فاش شد بویش
از پرده شرم پرده در داری
شرمی که ز باده آب می گردد
در مستی ها تو بیشتر داری
تیغ مژه ای به خون رسوایی
از گوهر راز تشنه تر داری
شیرینی جان به رونما خواهد
تلخی که نهفته در شکر داری
از روزن دل ندیده ای خود را
از خوبی خود کجا خبر داری؟
دلخون کن خاتم سلیمان است
نقشی که بر آن عقیق تر داری
خورشید چراغ روز می گردد
زان چهره اگر نقاب برداری
از جنبش نبض ها خبر دارد
دستی که ز ناز بر کمر داری
نه با تو، نه بی تو می توان بودن
وصلی ز فراق تلختر داری
وقت سفرست تنگ، می ترسم
فرصت ندهد که توشه برداری
انگشت به حرف کس منه صائب
از درد سخن اگر خبر داری



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به وصف زیباییهای معشوق میپردازد و او را با ماه و ستارهها مقایسه میکند. معشوق دارای ویژگیهای خاصی است که فریبنده و جذاب به نظر میآید، و چهرهاش نشانگر رازهایی عمیق است. شاعر از شرم و زیبایی او سخن میگوید و به تأثیراتی که این جذابیت بر دل و جان او میگذارد، اشاره دارد. همچنین، از درد فراق و حسرت دوری از معشوق مینالد و نگران فرصتی است که ممکن است از دست برود. در نهایت، شاعر خواهان درک عمیق از احساسات خود و عدم دخالت دیگران در این امور است.
هوش مصنوعی: چهرهات همچون ماه زیبا و شاداب است و چشمانت از ستارهها نیز بازیگوشتر به نظر میرسند.
هوش مصنوعی: در دنیای وجود، زیباییهای خاص و فوقالعادهای مانند ماهی درخشان از سرزمین کنعان را با ویژگیهای حیرتانگیز و غیرمعمول در اختیار داری.
هوش مصنوعی: شمشیر تو خاصیت دیگری دارد به خاطر تلخی و پیچیدگی که در کمر تو وجود دارد.
هوش مصنوعی: از چهرهات بوی خون به مشام میرسد و این نشان میدهد که در دل تو درد و رنجهایی نهفته است.
هوش مصنوعی: همچون گلی که وقتی باز میشود، عطرش از پشت حجاب شرم به بیرون میآید.
هوش مصنوعی: شرم و حیا که از نوشیدنی به وجود میآید، در حال مستی، تو بیشتر از آن را داری.
هوش مصنوعی: مژه های تو مانند تیغی هستند که به رسوایی میانجامند و از رازهایی که در دل داری، جذابتر و سوزانتر هستند.
هوش مصنوعی: اگر در دل خوشی و شیرینی وجود داشته باشد، در نهایت تلخیهایی که در آن نهفته است، خود را نمایان خواهد کرد.
هوش مصنوعی: از دریچه دل نمیتوانی خودت را ببینی، پس چطور میتوانی از خوبیهای خود آگاه باشی؟
هوش مصنوعی: نقشی که بر عقیق تر داری، باعث جریحهدار شدن دل میشود، انگار که خاتم سلیمان قدرتی دارد.
هوش مصنوعی: اگر نقاب را از چهرهات کنار بزنی، چهرهات آنچنان درخشان است که به مانند خورشید، نور روز را روشن میسازد.
هوش مصنوعی: دستی که به کمر تو میافتد، از تپش و حرکات قلبها آگاه است.
هوش مصنوعی: نه با تو بودن خوشایند است و نه بی تو؛ زیرا هر دو حالت، فراق و دوری را به همراه دارد که تلخی آن بیشتر از هر چیز دیگری است.
هوش مصنوعی: زمان برای سفر کردن کم است و نگرانم که فرصت کافی برای جمع کردن وسایلم نداشته باشم.
هوش مصنوعی: صائب، اگر خبر داری، از درد سخن نگو و به حرف دیگران توجه نکن.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بدخویتری مگر خبر داری
کامروز طراوتی دگر داری
یا میدانی که با دل و چشمم
پیوند و جمال بیشتر داری
روزی که به دست ناز برخیزی
[...]
وقت است زچهره پرده برداری
دلداده هزار، بیشتر داری
یک بار اگر جمال به نمایی
بازار دو کون، بی خبر داری
بر راه تو دیده ها است از هر سو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.